روانشناسی

بررسی قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۸
 

 

دانشگاه علامه طباطبایی تهران

 

موضوع:

 بررسی قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی

 

تهیه کننده: سید ریول زیرک

دانشجوی: رشته روانشناسی عمومی

 

 

نیمسال: دوم

سال تحصیلی: 88-87

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

« کلیات »

 

چکیده تحقیق

موضوع پژوهش حاضر عبارت بود از « بررسی قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی » در این پژوهش یکسری اهداف و فرضیه هایی مد نظر بود که به زعم با قضاوت اخلاقی کودکان خیابانی ارتباط داشتند جامعه آماری در این پژوهش کودکان خیابانی بودند. در نیم سال اول 1380 به تعداد 60 نفر که 30 نفر کودک خیابانی 30 نفر کودک عادی را شامل می شد که در قالب 4 شهر قرار داشتند.

از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و مصاحبه به عمل آمد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که در قالب 23 سوال و آزمونهای اخلاقی گلبرگ که در ضمیمه آورده شده استفاده شد. روش تحقیق علمی مقایسه ای بود و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تجزیه و تحلیل توصیفی (جدول توزیع فراوانی ـ ضریب همبستگی اسپیرمن) و تجزیه و تحلیل استنباطی (خی دو ـ یومان و تینی) استفاده شد.

در این پژوهش چهار فرضیه مطرح شد، 3 فرضیه در سطح 5 درصد پذیرفته شد و یک فرضیه رد شد. در طی این تجزیه و تحلیل ارتباط عواملی چون زنده بودن پدر و مادر، با هم زندگی کردن پدر و مادر، علت جدایی پدر و مادر، سطح تحصیلات پدر و مادر، وضعیت اقتصادی خانواده، داشتن محکومیت یا زندانی شدن پدر و مادر، محل تولد، محل زندگی قبلی، محل زندگی فعلی با قضاوت اخلاقی کودکان خیابانی و کودکان عادی محاسبه شد که در سطح معنی دار قرار داشتند.


مقدمه

در حالی قرن بیست و دوم را آغاز کرده ایم که جهان مشکلات متعددی را پیش روی خود دارد خصوصا آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد، طلاق، بی سرپرستی، بزهکاری، کودکان خیابانی و غیره که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود و این مسئله خاص جوامع صنعتی نیست بلکه جوامع در حال توسعه نیز هر چه به سمت صنعتی شدن و مدارنیزاسیون پیش می روند، بر تعداد آنها افزوده می شود. یکی از معلولیتهای اجتماعی کودکان خیابانی هستند که میلیونها از آنها در شهرها و شهرکهای جهان به چشم می خورند که با ظاهری نامناسب و نا مرتب بر فعالیتهای گوناگون از جمله دست فروشی، شیشه شویی، واکس زنی مشغول هستند، این کودکان به علل گوناگون از جمله مشکلات خانوادگی یا مشکلات اقتصادی و یا مشکلات فردی به خیابانها کشیده شده اند. ولی آنچه مسلم است آنها در یک چیز مشترک هستند و آن هم حضور در خیابان و فرهنگ خیابانی است. کودکان خیابانی گاهی اوقات به عنوان افراد طرد شده و مزاحم و شرور می شناسند. این خصوصیات باعث می شود که آنها توسط افراد و موسسات رانده شوند و گاهی افراد ثروتمند جامعه از وجود آنها در جامعه احساس ناراحتی می کنند و از نیروهای پلیس می خواهند که آنها را جمع آوری کنند، عده ای دیگر از مردم با دیده ترحم به آنها می نگرند و سعی می کنند با صدقه دادن به آنها کمک کنند.

رفتار کودکان خیابانی به خاطر غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی بودن مورد انتقاد قرار می گیرد ولی این امر مورد بررسی قرار نمی گیرد که این رفتار غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی از کجا آمده است.

یکی از ابعاد ویژگیهای کودکان خیابانی توجه به تحول اخلاقی آنها می باشد تا اینکه وضعیت تحول اخلاقی آنان نسبت به کودکان غیر خیابانی مشخص شود و تفاوتهای این دو گروه در این زمینه معلوم گردد.

 

ضرورت و اهمیت تحقیق:

با توجه به اینکه در سالهای اخیر به طور تصاعدی بر تعداد کودکان خیابا نی در شهرها افزوده شده است و در حال تبدیل شدن به یک معضل اجتماعی است و آنچه مسلم است این است که اگر این معضل در مراحل اولیه شکل گیری شناسایی، علت یابی و حل نشود در آینده علاوه بر اینکه هزینه و انرژی زیادی را صرف خود خواهد کرد، احتمالا به صورت یک موضوع لاینحل در می آید و به صورت یک خطر بالقوه جامعه را تهدید می کند.

برابر آمارهای موجود بیش از نیمی از جمعیت کشور را افراد زیر 18 سال تشکیل می دهند و این تعداد در معرض انواع آسیبهای اجتماعی از جمله تبدیل شدن به کودکان خیابانی قرار دارند، لذا توجه به ابعاد گوناگون و بررسی مشکلات و عوامل مختلف موثر در پدیده کودکان خیابانی در حقیقت توجه به آینده جامعه و سلامت و سعادت آن است تا جایی که عدم توجه به این قشر عظیم از جامعه باعث می شود که در آینده آنها به صورت یک خطر بالقوه برای جامعه درآیند.

 

مساله پژوهش

با توجه به اینکه پدیده کودکان خیابانی از آسیبهای اجتماعی عصر حاضر است و در دهه اخیر در کشور ما نیز روز به روز شاهد افزایش تعداد این کودکان می باشیم. بررسی مساله قضاوت اخلاقی در این کودکان و مقایسه آن با کودکان عادی می تواند یکی از کارآمدترین برنامه ها در جهت اصلاح هر چه بهتر این معضل اجتماعی باشد.

شایان ذکر است در صورت عدم برنامه ریزی دقیق در جهت مواجهه اولیه با هر پدیده منفی در جامعه بتدریج آن معضل رشد کرده و باعث می شود در آینده انرژی و هزینه های بیشتری صرف مبارزه با آن پدیده شود.


اهداف پژوهش

هدف کلی: نظر به اینکه تحقیقات پیاژه و به دنبال آن پژوهشهای گلبرگ دوره ها و مراحل تحول اخلاقی را که بر پایه تحول شناختی قرار دارند را نشان داده و نظریه اینکه بر نظام آموزشی و تربیتی این یک وظیفه است که در تحول شناختی و به تبع آن در تحول اخلاقی « کودک و نوجوان » تشخیص دهد، رهنمودهای آموزشی و اخلاقی را بر پایه آنها برنامه ریزی کند، ما بر آن شدیم که پژوهشی در زمینه بررسی سطح قضاوت اخلاقی در بین کودکان خیابانی داشته باشیم و ببینیم که آیا کودکان خیابانی از لحاظ تحول اخلاقی در سطح پائین تر و متفاوت تری نسبت به کودکان و نوجوانان عادی قرار دارند یا خیر.

پس هدف کلی در این تحقیق این است که مشخص شود کودکان خیابانی از لحاظ اخلاقی در چه سطحی از قضاوت قرار گرفته اند.

 

هدف جزئی:

بررسی اینکه سطح قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی بیشتر متاثر از چه عواملی است.

ـ سطح قضاوت اخلاقی با توجه به سن آنها نسبت کودکان عادی چه مقدار تفاوت دارد.

عواملی نظیر شغل پدر، وضعیت اقتصادی خانواده، طلاق، اعتیاد والدین و سطح سواد والدین و سطح فرهنگی مذهبی خانواده می تواند در پرورش کودکان خیابانی موثر باشد.

 

فرضیه های پژوهش

(1)  کودکان خیابانی از لحاظ سطح رشد قضاوت اخلاقی پایین تر از کودکان عادی هستند.

(2)  بین سن و قضاوت اخلاقی در کودکان عادی و خیابانی روابط معنا داری هست.

(3)  بین سطح قضاوت اخلاقی و سابقه زمانی خیابانی شدن کودکان ارتباط معناداری وجود دارد.

(4)  بین خیابانی بودن کودکان و عامل مهاجرت از روستا به شهر ارتباط معناداری هست.

 

تعاریف عملیاتی متغیر

کودکان خیابانی: کودکانی هستند که وقت زیادی را در خیابان سپری می کنند و خیابان منبع معاش آنهاست و از آنها به طور شایسته و مطلوب توسط بزرگسالان نگهداری نمی شود (ریچتر، 1988). و در این پژوهش کودکان خیابانی، کودکان زیر 18 سال می باشند که در خانه سبز و خیابانها هستند.

کودکان عادی: کودکانی در همین محدوده سنی قرار دارند با این تفاوت که در درون خانواده یا مدارس بدون انجام کارهای کودکان خیابان زندگی می کنند.

قضاوت اخلاقی: به چگونگی نظر و برداشت شخص نسبت به مقررات و آداب و رسوم و هنجارهایی که مردم باید در تعاملهایشان با دیگران رعایت کنند قضاوت اخلاقی گفته می شود.

سابقه زمانی: یعنی مدت زمانی که کودک یا نوجوان دست به اعمالی می زند که وی را به عنوان زیر مجموعه کودکان خیابانی قرار می دهد.

رفتار: طرز بودن، عملی کردن و زیستن موجودات زنده ( انسان و حیوان ) و تظاهرات عینی فعالیتهای کلی آن ( منصور، 1362). در فرهنگ معین ذیل کلمه رفتار، روش، مسیر، طرز حرکت و سلوک آمده است و در این پژوهش منظور از رفتار اخلاقی همان اعمال و کارهایی است که کودکان انجام می دهند.

 

 

 


 

فصل دوم

 

« پایه های نظری و ادبیات پژوهشی »

 

 

 

 


« پایه های نظری پژوهشی »

می توان گفت مساله مطالعه تاریخی رشد و تکامل اخلاقی از جمله مباحث مهم در بحث رشد و تکامل انسان است، چرا که تقریبا همه فیلسوفان و پیشوایان دینی از اخلاق و وضع اخلاقی کودک هنگام تولد و چگونگی اخلاقی بار آمدن یا بار آوردن کودکان و نوجوانان سخن گفته اند و اظهار نظر کرده اند. مساله اساسی عمدتا این بوده است که چه رفتاری، مقبول و چه رفتاری مطرود است؟ سلوک اخلاقی و سلوک غیر اخلاقی کدامند؟ و از چه راه می توان سلوک یا کردار مقبول و اخلاقی را در کودکان بوجود آورد یا تقویت کرد.

رشد و تکامل اخلاقی به مقررات و آداب و رسومی می پردازد که مردم باید در تعاملهایشان با دیگران رعایت کنند. متخصصان رشد در مطالعه این مقررات و قواعد اخلاقی سه بعد متفاوت را مورد بررسی قرار می دهند:

1ـ کودکان درباره مقررات و آداب و کردار یا سلوک اخلاقی چگونه می اندیشند یا استدلال می کنند؟ مثلا تقلب کردن را در نظر بگیریم. داستانی را به کودک می گوئیم که بازیگر آن در یک موقعیت خاص دچار تعارض شده است، آیا تقلب بکند و دوستش را از خطری نجات بدهد یا نه؟ از کودک خواسته می شود در این مورد نظر بدهد که اگر او در چنین موقعیتی قرار می گرفت چه کار می کرد. و استدلال و دلیلهای تصمیم گیری کودک را مطالعه می کنند.

2ـ کودکان در اوضاع اخلاقی عملا چگونه رفتار می کنند؟ در مثال بالا تقلب کردن واوضاع محیطی که تقلب را ایجاد می کنند مورد مطالعه قرار می گیرند.

3ـ کودک درباره موضوعات و قضایای اخلاقی چه احساسی دارد؟ مثلا در مثال مذکور آیا کودک از مقاومتش در مقابل وسوسه احساس گناه می کند؟ اگر کودکان تقلب کنند این احساس گناه آنها را از تقلب کردن در مواقع دیگر باز می دارد؟ علاوه بر آنچه گفتم، درباره رشد و تکامل اخلاقی دو دیدگاه معروف مطرح هستند، یکی دیدگاه یا نظریه پیاژه و دیگری دیدگاه کولبرگ.

 

مفهوم اخلاق و ماهیت روان شناختی آن

تقریبا تمام روان شناسان بر آن عقیده هستند که اخلاق یک امر اجتماعی اکتسابی است که بر فضایل و سجایایی مبتنی می باشد که جامعه مقرر داشته و برای خود پسندیده است. بنابراین اخلاق بدین معنا یکی از ارکان مهم شخصیت انسانی است.

موریس دوریس ( ترجمه کاروان 1374) روان شناس فرانسوی عقیده دارد که در سنین 15 تا 17 سالگی جوانان به ندای تقدیسی به لرزه در می آیند و آرزومند می شوند که جهان را از نوع تشکیل دهند بدی را محو و نابود و عدالت مطلق را حکم فرما سازد.

اخلاق از دیدگاه روانکاوی: اساس نظریه روانکاوی، کودکان اصول اخلاقی را بر حسب نظام اعتقادی خود درونی می کنند و آن را به عنوان راهنمایی خوب و بد می پذیرند.

اخلاق در مکتب روانکاوی معادل است با فراخود یا وجدان که احساس گناه در برابر تخلف از اصول و بازخواست درونی است و نیروی بازدارنده محسوب می گردد. احساس گناه شاخص اخلاق است و نشان می دهد که شخص را به ارزشهای اخلاقی واقف است.

 

دیدگاه فلسفی در رشد و تحول اخلاقی:

فلسفه را از جهاتی می توان مادر علوم به حساب آورد، چرا که اولا در قدیم موضوع فلسفه شامل بررسی تمام علوم بشر بوده و فیلسوفان می بایستی در تمامی علوم کار کرده باشند و در ثانی علوم دیگر برای اثبات یافته های خود نیاز به فلسفه و روش آن داشتند. همانطور که می دانیم علوم به تدریج استقلال خود را بدست آوردند و از فلسفه جدا شدند، در این میان روانشناسی به علت ماهیت ذهنی بودن از جمله علومی بود که خیلی دیر از فلسفه جدا شدند و به این علت که در خود فلسفه امروزی بحث مفصلی به نام فلسفه اخلاق وجود دارد. ما بر آن شدیم که در این بخش مروری کوتاه داشته باشیم بر دیدگاههای عمده فلسفی در باب رشد


تحول اخلاقی:

اخلاق از دیدگاه کانت: نوئل کانت فیلسوف آلمانی در زمینه اخلاق نظریاتی دارد که پیاژه تحت تاثیر این فیلسوف در وضع اصطلاحات اخلاقی بوده از جمله این اصطلاحات می توان به اخلاق دگر پیروی و اخلاق خود پیروی اشاره کرد که پیاژه آنها را به کار می برد ولی برای اولین بار کانت این اصطلاحات و مفاهیم را به کار برده است. کانت معتقد است که از دو نوع اخلاق می توانیم یاد کنیم یکی اخلاق دگر پیروی و منظور از آن اخلاقی است که مبتنی بر تبعیت و پیروی از دیگران، حال این دیگران می تواند پدر و مادر و یا قوانین یک جامعه باشد. چنین اخلاقی به قولی دستوری است و جنبه رسمی و خشک دارد.

در مقابل کانت از اخلاقی به نام اخلاق خود پیروی نام می برد که در آن فرد از ارزشها و معیارهای درونی و درون سازی شده خود تبعیت می کند و برای خود یک نظام ارزشی و پایدار می سازد و کمتر تحت تاثیر دیگران و نیروهای خارجی قرار دارد، کانت چنین اخلاقی را که اخلاق واقعی می نامد و آن را با ارزشتر از اخلاق دگر پیروی می داند.

کانت سه دستورالعمل درباره امور اخلاقی بیان می کند:

1ـ به طریقی رفتار کن که دستور عمل تو بتواند تا سر حد یک قانون کلی بالا برود و معتبر شناخته شود.

2ـ به نحوی با دیگران رفتار کن که با خود رفتار می کنی و رفتار تو با دیگران طوری باشد که انسان غایت باشد نه هدف.

3ـ طوری رفتار کن که اراده تو به منزله واضع و قانون گذار جهانی تلقی شود.

کانت به اخلاقی مبتنی بر تکلیف اخلاقی عقلی و کلی و صوری معتقد است.

 

دیدگاه اسلام در مورد رشد اخلاقی :

از دیدگاه اسلام، رشد اخلاقی با میزان شناختهای کاملتر فرد از اهداف زندگی و کمالات انسانی و انگیزه قرار دادن آنها، ارزیابی می شود. به عبارت دیگر، آنگونه که در اخلاق اسلامی از آن تعبیر می شود رشد اخلاقی با نیت سنجیده می شود. از پیامبر گرامی اسلام (ص) روایت شده که فرمودند کارها با نیتها سنجیده و ارزیابی می شود. بنابراین باید یادآور شد که دانش و شناخت از نظر اسلام همیشه با عمل و رفتار همراه نیست و نمونه های زیادی از آیات و روایت به این مطلب اشاره دارد و افراد زیادی که دارای شناخت صحیح  بوده اند وراه سعادت و کمال را خوب می شناختند به علت پیروی از هوای نفس و انگیزه باطل گمراه شدند. در کل از نظر اسلام رفتار ا خلاقی فرد در درجه اول متاثر ایمان فرد است و عوامل دیگری غیر از جنبه اختیاری از جنبه یادگیری نیز می تواند موثر باشد، از جمله مسئله بیم و امید دادن یا انزجار و تبشیر، ایجاد عادت توسط خود فرد و الگو گیری

کودکان خیابان چه کسانی هستند؟

پروژه سازمان بهداشت جهانی برای کودکان خیابانی (1993) چهار گروه مختلف را به عنوان کودکان خیابانی مشخص کرد:

1)  کودکانی که در خیابانها زندگی می کنند و اولین نگرانی آنها زنده ماندن و داشتن سرپناه است.

2)   کودکانی که از خانواده خود جدا شده اند و موقتا در مأمنی مانند خانه های متروک و سایر ساختمانها، نوانخانه ها و پناهگاهها، سرپناه ها زندگی می کنند و یا از منزل یک دوست به منزل دوست دیگری می روند.

3)   کودکانی که تماس با خانواده خود را حفظ می کنند ولی به علت فقر، پر جمعیت بودن خانواده و یا سوء استفاده جسمی یا جنسی از آنان در خانواده، بعضی از شبها و یا اکثر ساعات روز را در خیابانها بسر می برند.

4)   کودکانی که در مراکز ویژه نگهداری می شوند. اما قبلا در وضعیت بی خانمانی به سر می برده اند و در معرض خطر برگشت به همان وضعیت هستند.

برخی از مشخصه های برجسته این گروهها عبارتند از:

ـ بیگانه شدن و طرد آنها از نظامها و ساختارهای معمول اجتماعی.

ـ اقدام به رفتارهای شدید ضد اجتماعی و صدمه به خود.

ـ داشتن سوء ظن به خدمات رسمی و در نتیجه استفاده کم از منابع کمکی موجود.

ـ زندگی کردن پائین تر و خارج از محدوده های سنتی سیستم رفاهی.

پدیده کودکان خیابانی از بیماریهای اجتماعی عصر حاضر است که متاسفانه در بسیاری از شهرهای بزرگ و مهاجر پذیر نمود پیدا کرده است و عوارض سوء آن به شکلهای گوناگون دامنگیر خانواده ها شده و چهره شهرها را زشت کرده است. وضعیت کودکان شاغل شهری در سالهای اخیر توجه عموم را به خود جلب کرده است. بچه های خیابانی عمدتا از نوجوانان کشورهای در حال توسعه هستند که در خیابانها به دستفروشی و عرضه کالاهای ارزان قیمت اشتغال دارند و با وخیم تر شدن شرایط اقتصادی ـ اجتماعی روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

تصور اصلی که مردم از کودکان خیابانی در ذهن دارند این است که اینها افراد صغیری هستند که در خیابانها بدون نظارت و پشتیبانی بزرگسالان زندگی می کنند، چون آنها دارای مسکن و مراقبت نیستند و خارج از ساختارهائی که توسط بزرگسالان سازمان داده شده عمل می کنند، از یک طرف به عنوان افراد محروم و به حاشیه رانده شده و از طرف دیگر به عنوان مطرود ( و یا کودکان شرور ) تلقی می شوند. این افراد نشانه شکست خانواده هائی هستند که وفاداری خود را از دست داده و آنها را بیرون رانده و یا از خود جدا کرده اند و یا ناکامی موسساتی که نمی خواهند و یا نمی توانند به آنها کمک کنند تا سر و سامانی بیابند. به این ترتیب، کودکان خیابانی وجدان مردمان مرفه را می آزارند، با اینکه در عین حال منافع تثبیت شده را مورد تهدید قرار می دهند. اینها هم مورد ترحم هستند و هم خوار شمرده می شوند.

 

مشکلات رفتاری کودکان خیابانی

مهمترین مشکلات روانشناختی مشخص شده در میان کودکان خیابانی شامل افسردگی، اضطراب و مشکلات رفتاری است باسوک و همکارانش (1987) 156 کودک از 82 خانواده که در مساوچوست در اقامتگاه بسر می بردند، مورد مطالعه قرار دادند. در پرسشنامه افسردگی کودکان (کووانس 1983) از 44 کودک خیابانی بالای 5 سال نمره بالاتر از 9 بدست آوردند که نیاز به ارزیابی بهداشت روانی را نشان می دهد. 31 درصد به طور بالینی افسرده بودند: در حقیقت نمره میانگین (4/10) بالاتر از میانگین (6) برای گروه های مقایسه مورد بررسی در طی تحول آزمون بود.

در مقایسه بعدی از یک زیر گروه از این نمونه، 16 کودک از 31 کودک (52 درصد) که در بوستون اقامت داشتند با 16 کودک از 33 کودک (48 درصد) که در خانواده های فقیر زندگی می کردند، مورد مقایسه قرار گرفتند. گرچه نمرات میانگین کودکان خیابانی بالاتر از گروه کودکان عادی بود ( 3/10 در مقابل 3/8 ) ، اما تفاوت معنادار نبود.

مستن (1990) دریافت که 159 کودک خیابانی و 62 کودک فقیر (8 تا 17 سال) که با خانواده زندگی می کردند، تفاوت معناداری از نظر افسردگی با یکدیگر نداشتند که نمرات آنها در آزمون افسردگی کودک (45/9 در مقابل 13/8) بود.

رسکورلا و همکاران (1991) تفاوتهای معناداری در مقیاس مشکلات رفتاری بین 44 کودک خیابانی و 25 کودک (12 تا 6 سال) که با خانواده زندگی می کردند، پیدا کردند (16 درصد) نمرات بالای 65 درصد داشتند. با این وجود، تفاوتهای بین قسمت بیرونی فقط برای برونسازی (35 درصد در مقابل 12 درصد) مهم بودند.

در مجموع چندین مطالعه نشان دادند که کودکان خیابانی احتمالا بیشتر از کودکان فقیر که با خانواده زندگی می کردند و یا کودکان بهنجار سطوح بالینی از افسردگی اضطراب با مشکلات رفتاری را داشته باشند. با این وجود یافته های پژوهشی نتایج همسانی نداشتند. تبینات اجتماعی شامل اندازه های کوچک نمونه ها و فقدان وجود گروه های مقایسه در همان پژوهشها بوده است.

 

مسائل بهداشتی کودکان خیابانی

به طور مداوم مطالعات به این نتیجه دست یافتند که کودکان خیابانی سطوحی از مشکلات حاد را تجربه کرده اند، خطر برای مشکلات سلامتی از قبل تولد شروع می شود. رایت، (1991 ـ 1990 ـ 1987) پروندههای پزشکی 1028 کودک خیابانی زیر 15 سال را که در مرکز بهداشتی روبرت وود جانسون تحت برنامه هایی قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرارداد. او وقوع بیماریهای مختلف و اختلالات موجود در میان کودکان خیابانی را با آمار آژانس خدمات پزشکی آمریکا مورد مقایسه قرار داد. همه اختلالهای مطالعه شده

در این مرکز، در کودکان خیابانی به تناسب بیشتری وجود داشت و در بیشترین این اختلالها کودکان خیابانی دو برابر با آنها مواجه بودند.

عمومیترین اختلالها در بین کودکان خیابانی، عفونتهای تنفسی (42 درصد در مقابل 22 درصد) ، ناراحتیهای پوستی (20 درصد مقابل 5 درصد) ، اختلالهای شنوایی (18 درصد در مقابل 12 درصد) ، اختلالهای فیزیکی مزمن (15 درصد در مقابل 9 درصد) بودند. میلر ولاین (1988) وضعیت بهداشتی 158 کودک را که در ایالت واشنگتن زندگی می کردند، مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که مشکلات بهداشتی این کودکان چهار برابر وخیمتر از کودکان عادی است.

 

پژوهشهای مرتبط با کودکان خیابانی

لی روکس و سیلوا (1998) در تحقیقی به بررسی وضعیت کودکان خیابانی می پردازند که در ذیل آمده است:

کودکان خیابانی با حمله فیزیکی، سوء استفاده جنسی، تهدید به وسیله اعضا گروه تبهکار و جنایتکار و دستگیری توسط پلیس مواجه هستند (ریحتر، 1988). کودکان خیابانی را می توان به تعدادی از جوانان، همه کسانی که مدت زمان زیادی دور از خانه می گذرانند اما اساسا در ویژگیهای دیگر سهیم نیستند اطلاق کرد (اگنلی، 1986).

تعاریفی که از کودکان خیابانی عنوان شده است، متفاوت می باشند، اما به طور کلی، دارای سه جزء مشترک می باشند:

1ـ این کودکان وقت زیادی را در خیابان زندگی یا سپری می کنند.

2ـ خیابان منبع معاش کودکان است.

3ـ از آنها به طور شایسته و مطلوب توسط بزرگسالان نگهداری نمی شود.

ریچپتر (1988) در یک زمینه یابی در مورد تاریخجه کودکان خیابانی آشکار می سازد که سه گروه از کودکان خیابانی همیشه در معرض توجه بوده اند:

الفـ ـ کودکانی با تماسهای مکرر با خانواده که در خیابان کار می کنند و معمولا به مدرسه نمی روند و به ندرت به خانه نزد خانواده بر می گردند.

ب ـ کودکانی بدون تماس با خانواده، که خیابان را به عنوان خانه خود در نظر می گیرند و در جستجوی سر پناهی برای گذراندن شب، غذا و حس تعلق به همسالان هستند.

لاسوک (1992) ، بر ویژگیهای روان شناختی چهار گروه از کودکان خیابانی تاکید می کنند:

1ـ کودکان فقیر

2ـ کودکان کارگری که شبها به خانه بر می گردند و معمولا به مدرسه می روند و امکان انجام کارهای مجرمانه کمتر است.

3ـ کودکان خیابانی کارگر (شغلهای کاذب) که روابطشان با خانواده در حال گسستن است.

4ـ کودکان خیابانی که تماس با خانواده را کاملا قطع کرده اند. آنها به طور تمام وقت در خیابان زندگی می کنند و کودکان خیابانی « واقعی » اینها هستند.

آپتکار (1994) فرآیند خیابانی شدن را به مراحلی تقسیم می کند که با گذراندن وقت کم دور از خانه آغاز می شود و به انطباق کامل با سبک زندگی و فرهنگ خیابانی پیش می رود. وی همچنین استدلال می کند که در اکثر موارد، کودکان خیابانی با کودکان کارگر که در پایان روز به خانه برمی گردند با هم جمع می شوند و به زندگی طبیعی خود ادامه می دهند. اما زندگی خانوادگی را جدی نمی گیرند. این مشکل بیشتر از آنچه هست، جلوه می کند.

آپتکار (1995) خاطر نشان می کند که برخی پژوهشگران که در حیطه کودکان خیابانی به تحقیق می پردازند، کودکان خیابانی را با توجه به انواع مختلف از تجربیاتی که دارند که شامل کیفیت بازی، کار و روابطشان با همسالان می شود، طبقه بندی می کنند. در ضمن سن و جنس نیز از تعیین کننده های مهم بشمار می آیند.

مستن می گوید:

هنگامی که مطالعات خود را روی کودکان خیابانی در سال 1989 آغاز کرده است، فقط دو تحقیق درباره مشکلات بهداشت روانی کودکان و مادران بی خانمان منتشر شده بود که هر دو به وسیله باسوک و همکارانش در ماساچوست ارائه شد (باسوک و روبین، 1983. باسوک روبین و لائوریت، 1986).

مشکلات رفتاری که بوسیله والدین در مورد کودکان سن مدرسه گزارش شده است، آشکار ساخت که نشانگان اضطراب را درباره کودکان نشان می دهد.

در پژوهش دوم، تلاش منظم برای مقایسه خانواده های بی خانمان و خانواده دارای خانواده فقیر انجام شد که شامل 86 کودک بی خانمان، 134 کودک فقیر که با خانواده خود زندگی می کردند، انجام شد (باسوک و روزنبرگ، 1988، 1990)

کودکان بی خانمان سن مدرسه نمرات بالاتری نسبت به کودکان فقیر که با خانواده زندگی می کردند، کسب کردند اما هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر مشکلات بهداشتی، تحول روانشناختی مشاهده نشد.

از جمله پژوهشهای انجام شده در زمینه های دموگرافی کودکان خیابانی، مشکلات بهداشتی و تغذیه، تاخیرهای تحولی و مشکلات روان شناختی و پیشرفت تحصیلی کودکان خیابانی انجام گرفته است که چند مورد در قبل توضیح داده شد.

 

نتایج پژوهشهای مورد استفاده:

در زمینه تحولات اخلاقی و کودکان خیابانی تحقیقات کمی صورت گرفته است، در پژوهشی که توسط آقای اکبر رهنما در سال 1372 در زمینه رشد و تحول اخلاقی در نوجوانان بزهکاران انجام داده، این تتیجه بدست آمده که تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات گروه بزهکاران و گروه غیر بزهکاران در سطح پایین تری قرار دارند.

بطور کلی با توجه به نتیجه پژوهش حاضر مبنی بر این که سطح رشد و تحول اخلاقی نوجوان بزهکار نسبت به نوجوانان غیر بزهکار پائین است می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل ایجاد و تداوم رفتار بزهکارانه تحول اخلاقی سطح پائین بزهکاران می باشد.

در پژوهشی که توسط آقای علی رضا صالح راجع به بررسی مقایسه ای ویژگیهای شناختی و رفتاری و اجتماعی کودکان خیابانی انجام داده اند. به این نتیجه رسیده اند که زندگی کودکان و نوجوانان در خارج از شبکه خانوادگی و  اقامت در محیطهای شبانه روزی و خیابان عوارض متعددی دارد و خلاء عاطفی والدین و جو حاکم بر محیط خارج از خانه و فشارهای وارده بر آنها عوارض در رشد و تحول کودکان خیابانی و نوجوانان به دنبال دارد و نظر به اینکه ارائه خدمات بهتر به این کودکان مستلزم بررسی و شناخت بیشتر مسائل، مشکلات، نیازها و توقعات و آنان است.

در پژوهشی که دانشگاه علامه طباطبایی در مورد قضاوت اخلاقی در دو گروه نوجوانان عادی و بزهکار شده دو نکته مهم نتیجه گیری شده، نکته اول اینکه رفتار ناسازگارانه اجتماعی (بزهکارانه) در بسیاری از موارد ممکن است ناشی از تاخیر در سطح تحول قضاوت اخلاقی نباشند و عوامل بسیار دیگری در این مسئله دخیل باشند.

نکته دومی که باید به عنوان نتیجه مهم دیگر این پژوهش مورد توجه قرار داد تعداد زیاد زندانیان دختری است که واجد یک خانواده سالم نیستند، بدین معنی که غالب دختران زندانی با خانواده ای گسترده مواجهند. آنان فاقد پدر و مادر و یا یکی از والدین در نتیجه ملاقات، حبس و فوت و والدین یا یکی از آنها هستند.

از میان نوجوانان بزهکاری که با آنها مصاحبه گردیده، تنها دو نفر دارای خانواده ظاهرا منسجم و واجد پدر و مادر بوده اند که البته هر دو نفر نیز متاهل هستند و تغییر گروه نمونه که 7/60% برآورد شده اند = همانطور که اشاره شد یا احتمالا خانواده ای نداشته اند و یا دست کم فاقد یکی از والدین در اثر مرگ حبس و یا طلاق بوده اند.

این بررسی و نتیجه حاصل از آن به خوبی روشن می سازد که وضعیت خانواده بهتر از فاکتورهای بسیار مهم در ایجاد رفتار ویژه و بسیار متفاوت این نوجوانان بزهکار است و باید در کنار همه فاکتورهای دیگر از جمله سطح تحول قضاوت اخلاقی، مشکلات روانی و جسمی و معضلات اقتصادی و لحاظ گردد.

 


« نتایج »

جدول شماره 1ـ توزیع فراوانی آزمودنیها با توجه به سطح تحصیلات

 

 

کودکان خیابانی

کودکان عادی

F

P

F

P

بی سواد

7

4/23

0

0

ابتدایی

11

6/36

6

20

راهنمایی

8

6/26

1

4/3

بالاتر

4

4/13

23

6/76

جمع

30

100

30

100

 

جدول شماره 1 نشان می دهد که 7 نفر (4/23 درصد) از کودکان خیابانی مورد مطالعه بی سواد هستند 8 نفر (6/26) در سطح راهنمایی 4 نفر (4/13 درصد) در سطح بالاتر، 6 نفر (20 درصد) از کودکان عادی ابتدایی و ا نفر (4/3 درصد) راهنمایی و 23 نفر (6/76 درصد) بالاتر هستند.

جدول 2ـ توزیع فراوانی آزمودنیها با توجه به با هم زندگی کردن پدر و مادر آنها یا با هم زندگی نکردن آنها

 

 

کودکان خیابانی

کودکان عادی

F

P

F

P

با هم زندگی کردن پدر و مادر

14

6/46

28

4/93

با هم زندگی نکردن پدر و مادر

16

4/53

2

6/6

جمع

30

100

30

100

 

جدول شماره 2 نشان می دهد که 14 نفر (6/46 درصد) از کودکان خیابانی پدر و مادر آنها با هم زندگی می کنند و 16 نفر (4/53 درصد) از آنها پدر و مادرشان باهم زندگی نمی کنند و 28 نفر (4/93 درصد) از کودکان عادی پدر و مادرشان با هم زندگی می کند و 2 نفر (6/6 درصد) پدر و مادرشان با هم زندگی نمی کنند.


جدول شماره 3ـ جدول توزیع فراوانی آزمودنیها با توجه به وضعیت اقتصادی خانواده ها

 

کودکان خیابانی

کودکان عادی

F

P

F

P

ضعیف

19

3/63

2

7/6

متوسط

11

7/36

19

3/63

خوب

0

0

9

30

جمع

30

100

30

100

 

جدول شمار 3 نشان می دهد 19 نفر (3/63 درصد) از کودکان خیابانی دارای خانواده های ضعیف و 11 نفر (7/36 درصد) متوسط و از کودکان عادی 2 نفر (7/6 درصد) دارای خانواده های ضعیف و 19 نفر (3/63 درصد) متوسط و 9 نفر (30 درصد) دارای خانواده های خوب هستند.


جدول شماره 4ـ توزیع فراوانی آزمودنیهای خیابانی با توجه به رفتن یا عدم رفتن به زندان یا مراکز اصلاح و تربیت

 

کودکان خیابانی

F

P

رفتن به زندان یا مرکز اصلاح و تربیت

5

7/16

عدم رفتن به زندان یا مرکز اصلاح و تربیت

25

3/83

جمع

30

100

 

جدول شماره 4 نشان می دهد که 5 نفر (7/16 درصد) از آزمودنیهای خیابانی به مرکز اصلاح و تربیت یا زندان رفته اند و 25 نفر (3/83 درصد) به زندان یا مرکز اصلاح و تربیت نرفته اند.

 

 


 

فصل چهارم

 

« پیشنهادات »

 

 

 


پیشنهادات

1ـ با توجه به اینکه معضل رو به افزایش خیابانی شدن کودکان روز به روز در حال افزایش است و این پدیده ای است که جامعه را به سوی خلاف و ضد اجتماعی پیش می برد بر عهده تک تک افراد جامعه مخصوصا مسئولین است که هر چه سریعتر و جدی تر با این معضل مقابله کنند.

2ـ بر عهده سازمانهای بهزیستی، کمیته امداد، هلال احمر، حتی وزارت بهداشت و درمان است که محلی برای جمع آوری و نگهداری این کودکان فراهم کنند و با تشویق مردم در امور خیریه در این زمینه مبادرت ورزند.

3ـ برگزاری کلاسهای آموزشی و فراهم نمودن امکانات تحصیلی برا ی اینگونه افراد تا به شغل و موقعیت مناسب برای ادامه زندگی دست پیدا کنند.

4ـ مقابله با پدیده هایی که باعث متلاشی شدن خانواده ها و بی سرپرست شدن کودکان می‌شود.

5ـ فراهم نمودن زمینه های اشتغال برای پدران و یا مادران آنها تا از پدیده فقر در خانواده ها کاسته شود.

6ـ انجام دادن پژوهشها و تحقیقاتی برای برنامه ریزی بهتر و مقابله با این گونه پدیده ها در جامعه.

منابع

1ـ شعاری نژاد، علی اکبر «روان شناسی رشد » چاپ 12 انتشارات اطلاعات 1374

2ـ صالح، علی رضا « پایان نامه بررسی مقایسه ای ویژگیهای شناختی و رفتاری و اجتماعی کودکان خیابانی » ، دا نشگاه مدرس

3ـ راهنما، اکبر « پایان نامه بررسی رشد و تحول اخلاقی نوجوانان بزهکار و مقایسه آن با رشد تحول اخلاقی در نوجوانان عادی و غیر عادی » دانشگاه تربیت معلم سال، 1373

4ـ « پایان نامه بررسی رابطه قضاوت اخلاقی در رفتار اخلاقی دختران نوجوان عادی و دختران نوجوان بزهکار » دانشگاه علامه طباطبائی، 1378     

 

 

 

 

 

 

 

فهرست                                                         صفحه

فصل اول : کلیات  ……………………………………………………  2                                                               

چکیده تحقیق      …………….……………………………………….  3                                                  

مقدمه              ……………………………………………………...   5                                                              

ضرورت واهمیت تحقیق    ……………………………………………   6                                                    

مسئله پژوهش      …………………………………………………….   7                                                           

اهداف پژوهش    ……………………………………………………..    8                                                                 

فرضیه های پژوهش  ………………………………………………….    9                                                            

تعاریف عملیاتی متغیر  ………………………………………….……    9                                                         

فصل دوم : پایه های نظری و ادبیات پژوهشی   ………………………..   11                               

پایه های نظری پژوهشی   ……………………………………………     12                                                        

مفهوم اخلاق وماهیت روان شناختی   …………………………………     13                                           

دیدگاه فلسفی دررشد وتحول اخلاقی  ………………………………….    14                                           

تحول اخلاقی   ………………………………………………………..     15                                                                    

دیدگاه اسلام درمورد رشد اخلاقی  …………………………………………  16                                               

مشکلات رفتاری کودکان خیابانی  …………………………………………..   19                                                 

مسائل بهداشتی کودکان خیابانی   ……………………………………………  21                                                   

پژوهشهای مرتبط باکودکان خیابانی  …………………………………………  22                                                

نتایج پژوهشهای مورد استفاده    ………………………..……………………   25                                                    

نتایج                 ………………………………………………………….    28                                                                     

فصل چهارم : پیشنهادات  ……………………………………………………   33                                                               

منابع     ……………………………………………………………………    34