روانشناسی

آزمایش و روشهای آن
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠
 

‌روش‌آزمایشی‌ مهم‌ترین‌ روش تحقیق در روانشناسی بشمار می‌رود. هدف این روش مطالعه رفتار موجود تحت شرایط خاص و مقایسه حالات او در این شرایط است. آزمایش کننده شرایط مخصوص تغییر رفتار را بوجود می‌آورد و آزمایش شونده تحت این شرایط قرار گرفته رفتار حاصله مطالعه می‌گردد. متغیر مستقل محرکی است که تغییر پذیری می‌یابد و متغییر وابسته پاسخی است که به متغییر مستقل داده می‌شود. آزمایش کننده می‌تواند از طرق مختلف بر متغییر مستقل نظارت نماید که معمول‌ترین آنهاروش تغییر مستقیم است. در کلیه آزمایش‌های روانشناسی باید از دو گروه گواه و آزمایشی استفاده نمود. گروه آزمایشی عبارت‌اند از افرادی که در شرایط خاص آزمایش قرار می‌گیرند و آثار متغییر مستقل روی آنان مطالعه می‌شود.

گروه گواه کسانی هستند که عیناً کیفیات گروه آزمایشی را دارا بوده ولی تحت شرایط آزمایش واقع نمی‌شوند. بدین ترتیب تغییراتی که در اثر متغییر مستقل بوجود می‌آیند با مقایسه دو گروه قابل مطالعه هستند. برای حصول اطمینان از نتایج تجربیات باید نکات زیر را در ظبط داشت :

  • رسیدگی از نظر توارث
  • ‌رسیدگی از طریق طرح آزمایش
  • پالایش تجربی

این روش‌ها به منظور حذف نمودن و یا در ضبط قرار دادن آثار متغییرهایی است که مورد علاقه آزمایش کننده نیستند.

در موارد پیچیده‌تر روانی آثار عوامل متعدد با یکدیگر درگیری می‌یابند و باید به کیفیت تغییر بیش از یک عامل در واحد زمان توجه نمود.

روش آماری فرضیات روانی را از صورت کیفی به شکل کمی در می‌آورد و نتایج تجربیات متغیر مستقل و روی محور عمودی تغییرات متغییر وابسته را ثبت می‌کنند. در روانشناسی از انواع نمودارها که رابطه میان متغییرها را ظاهر می‌سازد استفاده می‌نماید.

هر گاه بخواهیم یک نوع رفتار را از روی رفتار دیگری پیش‌بینی کنیم بستگی‌ها و توابع را به کار بریم. بستگی عبارت‌اند از اظهاریکه به صورت کمی‌ یا نمودار یا کلام تغییرات متغییر وابسته را هم‌زمان با متغییر مستقل نشان دهد. در بستگی‌های مثبت پیشرفت و ازدیاد مقادیر یک محور (محور طولها) با پیشرفت محور دیگر (محور عرض‌ها) همراه است. عکس این کیفیت در بستگی‌های منفی صادق است بدین ترتیب که مقادیر متغیر وابسته با ازدیاد مقادیر متغییر مستقل کاهش می‌یابد.

در بستگی‌های غیر یک نواخت ابتدا نمودار حالت پیشرفتگی و سپس کاهش را نشان می‌دهد و یا بالعکس. استفاده از تاریخچه زندگی به عنوان روش تحقیق گرچه جداگانه مورد بحث قرار گرفته ولی در حقیقت جزء روش بالینی به شمار می‌رود. برخی از جنبه‌های محدود کننده استفاده از تاریخچه زندگی به صورت روش تحقیق عبارت‌اند از :

  • جنبه ذهنی بودن تاریخچه زندگی
  • محدود بودن آن به یک فرد
  • امکان تفسیر تاریخچه زندگی به طرق مختلف
  • کیفی بودن تاریخچه زندگی ـ علیرغم این محدودیت‌ها می‌توان براساس آن فرضیات مختلفی بنا نمود و در مواردی که نظارت‌ بیشتری امکان‌پذیر است روش کمی را برای تحلیل آن به کار بست

 
 
برقراری ارتباط درکودکان استثنایی
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠
 

برقراری ارتباط درکودکان استثنایی:

 

اختلالات نقص توجه/ بیش فعالی :

 شایع ترین مشکل رفتاری در کودکان مدرسه رو، اختلال نقص توجه /بیش فعالی (ADHD) می باشد.این اختلال 3 جزء را در بر می گیرد : بی توجهی بیش از حد،فعالیت زیاد و تکانشگری.هنگامی که ADHD اساسا از نوع بی توجهی باشد ، مشکلاتی رخ می دهند که با توجه و تمرکز ضعیف ،حواس پرتی،ضعیف بودن مهارت های سازمان یافته و اشکال در تکمیل وظایف بدون نظارت نزدیک، مشخص می شود.از مفهوم « عدم مهار رفتاری » برای مشخص کردن بعد دوم یعنی فعالیت زیاد/ تکانشگری استفاده می شود.این جنبه مقدمتا شامل نقص هایی در تنظیم و مهار رفتار می باشد . به صورت دیگر می توانیم بگوییم که کودکان مبتلا به این نوع از ADHD ، در توانایی « توقف و تفکر » قبل از عمل نقص دارند .این کودکان تمایل دارند که نا آرام و بی قرار باشند ، بدوند، بالا بپرند و بیش از حد حرف بزنند، اگر چه بر خلاف حرافیشان ،اطلاعات کمی را منتقل می کنند. به نظر میرسد که این اختلالات عموما بیشتر همراه با انواعی دبگر از ناتوانایی های رشدی شامل سندرم  X شکننده،اتیسم ، ناتوانایی های یادگیری و نقایص زبانی خاص هستند.در واقع همراهی ADHD با ناتوانایی های مشخص رشدی آنقدر زیاد است که برخی محققان استدلال کرده اند که این وضعیت ها واقعا از یکدیگر مجزا نبوده بلکه بخشی از یک سندرم هستند.برای مثال زیر گروه خاصی از ADHD وجود دارد با نام « بی توجهی شناختی »، که با عملکرد کند تحصیلی مشخص همراه با نقایص مشخص زبان شناختی تشخیص داده می شود.سابر پژوهشگران فرضیه همپوشانی با تشخیص اختلال پردازش شنیداری مرکزی (CAPD) را مطرح کرده اند که به صورت « محدودیت هایی در انتقال مداوم، تجزیه و تحلیل، سازمان دهی،تغییر شکل،عمق بخشی،ذخیره سازی، بازیابی و استفاده از اطلاعات موجود در علامت های قابل شنیدن ، تعریف می شود.»

گفته می شود که علایم CAPD شامل مهارت های شنیدتری ضعیف، اشکال در پیروی از دستورات،حواس پرتی و بی توجهی، و مشکلاتی در خواندن ، هجی کردن، زبان نوشتاری و حافظه می باشد.این اختلال مشخصا بر اساس اجرای آزمون های شنوایی شناسی خاص تشخیص داده می شود.اما،اساس کنش ضعیف در شناسایی این تن های شنوایی شناسی، که به توجه دقیق،مداوم و سازمان یافته به محرکات شنیداری نباز دارند می تواند مشکلات توجه باشد.بنا براین میتوان الگوی عملکردی مشابه CAPD را با روند هایی مشابه آنهایی که در ADHD وجود دارند توضیح داد. به علاوه تحقیقات زیادی نشان داده اند که کودکانی که تشخیص اولیه آنها ADHD است، بسیا احتمال دارد که شواهدی از ناتوانی زبانی را از خود نشان دهند.55% تا 68% کودکان مبتلا به نوعی از اختلال در توجه، نقص های زبانی هم دارند.تشخیص ADHD به دلیل فقدان معیار های عینی برای تعین توجه ضعیف یا فعالیت بیش از حد/ تکانشگری مخصوصا در خورد سالان، کار مشکلی است. نسبت زیادی از کودکان مبتلا به ADHD ، «نرم نشانه های عصب شناختی »، از قبیل اشکال در حرکت انگشتان یک دست در حالی که انگشتان دست دیگر ثابت است یا نا توانی در ایستادن روی یک پا بدون افتادن را نشان می دهند.البته این علایم نه مختص ADHD  و نه نشانه تشخیصی آن هستند.مشکل تشخیصی دیگر اینکه این حالت می تواند بافت – وابسته باشد . بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD می توانند در شرایط انگیزشی شدید مانند بازی ویدیویی توجه طبیعی نشان دهند.سطوح انگیزش درونی این کودکان پایین تر از حد طبیعی است و کمتر قادرند در اثر فعالیت های عادی روزمره تقویت شوند.گاهی اوقات تصور می شود که کودکان، در مدرسه دچار مشکلات توجه و فعالیت هستند، در حالی که رفتار آنها در خانه،(چه شبیه رفتار آنها در مدرسه باشد چه متفاوت با آن )قابل قبول در نظر گرفته می شود.مشکلات توجه و فعالیت اغلب تا هنگامی که کودک به سن مدرسه نرسد تشخیص داده نمی شودآیا این بدان معنی است که کودک مشکلی داشته که قبلا تشخیص داده نشده است یا اینکه مواجه شدن کودک با بافت مدرسه است که باعث ایجاد مشکلی شده که قبلا وجود نداشته است ؟ در حقیقت برخی محققین عنوان می کنند که ADHD  بخش واقعی یک سیستم – سیستم کودک در داخل محیط – است.در این مدل وجود مشکل به آن اندازه که در تعامل سطح توجه و فعالیت کودک با محیط های خاص خانه و مدرسه که او باید در آنها عمل کند هست ، « درون » خود کودک نیست. معمولا تشخیص شامل استفاده از یک مقیاس  رتبه بندی برای کمی کردن مشاهدات والدین و معلمین درباره سطوح توجه و فعالیت کودک خواهد بود.در روند تشخیص، به منظور رد هر گونه شرایط دیگری که بسیار مشابه با علایم ADHD هستند، مانند فشار خون بالا، اختلالات قلبی، یا سندرم های تیک،ارزیابی پزشکی همیشه مهم است.البته ارزیابی کامل برقراری ارتباط نیز برای درک کودک مبتلا به ADHD حتمی است. به این دلیل که بسیاری از تظاهرات این اختلال، در حوزه اجتماعی/ارتباطی است و نیز رسیدگی به نقایص زبان شناختی که می توانند زیر بنای مشکلات یاد گیری و رفتاری واضحتر این کودکان باشند آسان است.

مدیریت رفتار برخی از موثرترین رویکردها را برای بهبود رفتار در کودکان مبتلا به ADHD ارائه میدهد.این تکنیک ها شامل تقویت مثبت مانند جمع کردن ژتون برای دریافت یک جایزه عینی،جریمه،از قبیا از دست دادن ژتون های جمع آوری شده به دلیل رفتار های نا مطلوب،و محرومیت، یا دور کردن از تعاملات اجتماعی به عنوان تنبیهی برای رفتار نا مناسب می باشد.مداخله رفتاری اغلب با دارو تکمیل می شود . رایج ترین گروه های دارویی مورد استفاده برای درمان کودکان مبتلا به ADHD ، محرک هایی از قبیل متبل فنی دات( ریتالین )، دکسترو آمفتامین (دکسدرین ) و پمولین ( سیلرت ) هستند. از داروهای ضد افسردگی ، کلونیدین،و فنوتیازینها نیز گاهی اوقات استفاده می شود، اما مشاهده شده است که این داروها نسبت به محرک ها کمتر موثر هستندو اثرات جانبی شایع تر و آزار دهنده تری دارند. داروهای جدید تر شامل مهار کننده های خاص باز تولیدی سروتونین(SSRIs) از قبیل فلوکستین (پروزاک ) نیز ممکن است در درمان ADHD موثر باشد.داروهای محرک اثرات بسیار سودمندی برای برخی از کودکان مبتلا به ADHD  ولی نه همه آنها دارند. آنها عمدتا توجه را افزایش و فعالیت حرکتی و تکانشگری را کاهش میدهند.هر چند که اختلالات یاد گیری یا تصور از خود را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار نمیدهند.البته درمان با محرک ها تا اندازه ای مورد مناقشه است.نوعی بی میلی طبیعی برای استفاده از چنین داروهای قوی در درمان اختلال رفتاری کودک خورد سال وجود دارد، و والدین درباره اثرات جانبی و پیامد های منفی دراز مدت آنها اظهار نگرانی می کنند.چند تن از دانشمندان نشان دادند که اثرات جانبی محرک درمانی در کودکان به ندرت جدی هستند، هر چند که پیامد های دراز مدت این داروها هنوز به طور کامل شناخته نشده اند. بسیاری از مشاهده گران اندیشمند عقیده دارند که این اختلال ، زیادی بیش از حد تشخیص داده می شود. بحث آنها این است که سطح بالای فعالیت طبیعی در کودکان خرد سال گاهی اوقات به اشتباه به عنوان « مشکل » تشخیص داده می شوددر حالی که در واقع، مشکل بیشتر از جانب والدین و معلمین است تا از طرف کودک.در واقع موضوع استفاده بیش از حد از محرک ها نیست، چون آنها موثر ترین درمان برای اختلال هستند، بلکه موضوع این است که اختلال در کودکانی بیش از حد تشخیص داده می شود که توجه و فعالیتشان بیشتر نزدیک به محدوده های پایانی دامنه ی طبیعی قرار میگیرند .همچنین به دلیل اینکه اندازه گیری های معتبر عینی وجود ندارند که ADHD را از حدود طبیعی توجه و فعالیت تمایز دهند ،مشکل است که با مدرک اثبات کرد که کودکی اشتباه تشخیص داده شده است. اما ، در مورد برخی کودکان ،محرک ها به وضوح در غلبه بر مشکلات توجه و فعالیت و بهبود عملکرد مدرسه مفید هستند.البته استفاده از آنها را باید به دقت کنترل کنیم تا مطمئن شویم به فواید مشخصی دست می یابیم.

 

 

 

 

سندرم های رایج  عقب ماندگی ذهنی (MR) :

سندرم داون ( DS ):1

سندرم داون در قرن نوزدهم توسط یک پزشک انگلیسی به این نام نامیده شد.این سندرم به طور معمول ،بیشتر، از یک ناهنجاری کروموزومی که تریزومی 21 نامیده می شود،یا یک رونوشت اضافی (سه تایی) از کروموزوم 21، ناشی می شود. نشانه های آن شامل عقب ماندگی خفیف تا متوسط ،هایپوتونی(پایین بودن تون عضلانی ) ،چهره ای مشخص همراه با کوتاهی بعد قدامی- خلفی (براکی سفالی ) ، انعطاف پذیری زیاد مفاصل ، ناهنجاری های گوش، مشکلات دهانی – حرکتی و نقایصی در گفتار ،زبان و شنوایی می شود. مشکلات تولیدی و قابلیت وضوح ،و نیز تاخیر در رشد زبان ،در این گروه شایع هستند. ناهنجا ریهای گوش و ناهنجاری های راه هوایی فوقانی ،به اوتیت راجعه گوش میانی منجر می شود که هم بر گفتار و هم بر زبان اثراتی بر جای می گذارد. سندرم داون( DS) در حدود 1 تولد از هر 800 تولد زنده را تشکیل می دهد .وقوع آن با افزایش سن مادر افزایش می یابد. در خواست کردن غیر کلامی در کودکان خردسال مبتلا به  DS به هم ریخته و این مشکل به رشد بعدی زبان بیانی منتقل می شود.برخی محققان اصرار دارند که بعضی مشکلات زبانی مشاهده شده در کودکان مبتلا به DS ،از این نقص های اولیه در ارتباط غیر کلامی ریشه می گیرند. درصد استفاده کودکان DS از ژست های نمادین نسبت به کودکان در حال رشد معمولی بیشتر است که به قدرتی در بیان از طریق ژست اشاره دارد که می توان بر اساس آن،استفاده از یک رویکرد مبتنی بر  ) AACرویکرد مبتنی بر ارتباط ) را برای این کودکان بنا نهاد. مطالعات نشان می دهند که استفاده از برقراری ارتباط دستی می تواند بیان اولیه را تسهیل کرده و رشد کلمات بیانی در این گروه افزایش دهد. با این که رشد زبانی در DS به طور کلی توالی طبیعی را دنبال می کند، اما بعضی نا همزمانی های خاص نیز در کسب   حوزه های زبانی یافت شده است.ناهنجاری های صورتی – جمجمه ای همراه این سندرم، اثرات چند گانه ای بر رشد گفتار و شنوایی دارند. کودکان مبتلا به DS  ،به علت استعداد اوتیت راجعه گوش میانی ، حتی بعد از دوران کودکی اولیه – زمانی که خطر OM برای کودکان غیر DS کاهش یافته است – از نظر این بیماری دائما کنترل می شوند. مشکلات گفتاری مشخصی که مشاهده می شوند شامل صدای خشن،نفس آلود و با فرکانس پایین و نیز گفتاری با قابلیت فهم ضعیف می باشند و به نظر می رسد که غیر قابل فهم بودن به درجا تی مختلف بروز می کند که به میزان بالای حذف صداهای گفتاری وخرابگویی مربوط می شود. همچنین تغییرات مربوط به آواها در DS  نسبت به اشکال دیگر عقب ماند گی ،حتی بعد از مداخله فشرده ،بی ثبات ترند. کودکان مبتلا به DS در تکالیف تولیدی تقلیدی نسبت به تولید خود انگیخته دقیق تر عمل می کنند. درک واژگان اولیه عقب تراز رشد شناختی است . کودکان DS از کلمات و معانی دارای چند کلمه خیلی مشابه آنچه همتایان بر اساس سن عقلی با رشد معمولی به کار میبرند ،استفاده می کنند ،اگر چه سرعت فراگیری آنها کمتر است . احتمال می رود که زمینه رشد معنا شناختی در کودکان DS معمولا قوی باشد. مهارت های تولید نحو در کودکان مبتلا به DS عقب تر از درک آنهاست و این شکاف با سن افزایش می یابد. همچنین مهارت های نحوی در کودکان مبتلا به DS پیشرفت کمتری نسبت به توانا یی های شناختی داشته است و این کودکان مشکلات بیانی بیشتری نسبت به کودکان مبتلا به دیکر عقب ماندگی های ذهنی نشان می دهند . تحقیقات نشان داده که کودکان مبتلا به  DSنقصی ویژه در تولید زبان نشان می دهند که بیشتر در زمینه صرفی – نحوی رخ   می دهد و با بزرگ تر شدن کودک نیز توسعه می یابد .کودکان مبتلا به DS کلمات و تکواژهای عملکردی دستوری را بیشتر از کودکان دارای سن عقلی همسان حذف می کنند و کسب واژگان بیانی سریعتر از نحو است. همچنین مطالعات نشان داده که طول و پیچید گی جمله در نوجوانان مبتلا به DS می توانند رو به رشد باشند و این یافته نشان دهنده نیاز به مداخله زبانی پیوسته و مداوم،حتی برای نوجوانان مبتلا به DS است. یکی دیگر از زمینه های تحقیقی در مورد کودکان مبتلا به DS  ،به رشد خواندن ونوشتن مربوط می شود. تا چندی پیش گمان می شد که خواندن نمی تواند تا قبل از رسیدن به سن عقلی 6 سالگی کسب شود.از آنجا که بسیاری از افراد مبتلا به DS هرگز به این مرحله از رشد نمی رسند ،فرض می شد که یادگیری خواندن برای آنها غیر ممکن می باشد.مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته نشان داده است که سطوح خواندن کودکان مبتلا به DS مقدم بر توانایی های زبانی و شناختی آنهاست.این کودکان با روشی متفاوت از آنچه در فراگیری طبیعی معمول است ،به خواندن دست می یا بند.آنها بیشتر به شناخت کل کلمه تکیه می کنند تا به تجزیه واجشناختی.این مطالعات اشاره دارند که صرف نظر از مسیری که این افراد برای خواندن در پیش می گیرند،خواندن و نوشتن ،هدفی مناسب و قابل دستیابی برای کودکان مبتلا به DS  است و باید قسمتی از برنامه مداخله ارتباطی باشد.   

به طور خلاصه ،خصوصیات فیزیو لوژیک کودکان مبتلا به DS می توانند بر برقراری ارتباط آنها اثر بگذارند و لازم است در هر روند ارزیابی مورد بررسی قرار بگیرند.پیشرفت زبانی آنها الگوهای ناجوری را نشان میدهند که فرایند تعمیم از یک جنبه ارتباطی به جنبه دیگر را غیر ممکن می سازد . لازم است که هر زمینه با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد .این الگوهای ناجور جزئیا تی هم درمورد جایی که مداخله باید متمرکز شوند ارائه می دهند. برای مثال ،احتمالا نحو بدون مداحله کند تر از اندازه خزانه واژگانی پیشرفت میکند که می تواند اشاره داشته باشد به اینکه در برنامه مداخله برای کودکان مبتلا به این اختلال ،اهداف نحوی در اولویت باشند.نقایص دیده شده در ارتباط پیش زبانی ،بر نیاز به مداخله زود هنگام با در نظر گرفتن سرعت کند فراگیری ،تاکید میکند.به علاوه آگاهی نسبت به اینکه پیشرفت حتی درنوجوانی نیز اتفاق می افتد،نیاز به مداخله زبانی مداوم در سراسر دوران رشد را نشان میدهد.زمانی که ارتباط بیانی حاصل شد،پیشرفت خواندن و نوشتن باید مورد هدف قرار گیرد.

 

اختلالات زبان و عقب ماندگی ذهنی :

محدودیت در مهارت برقراری ارتباط اغلب یکی از اولین نشانه های MR است .تا سن عقلی 10 سالگی ، کودکان MR  پیشرفتی کند و آهسته از کسب زبان را ، شبیه آنچه که در رشد طبیعی مشاهده می شود ، دنبال می کنند به جز این که جملات ،تا حدی کوتاه تر و از نظر تولید زبانی ضعیف تر هستند و درک کمتری حاصل می شود . با وجود این مهارت های برقراری ارتباط در بسیاری از کودکان MR نا پخته تر از آن چیزی است که بر اساس سن عقلی غیر کلامی آنها انتظار میرود .حدود نیمی از افراد مبتلا به انواع عقب ماندگی ذهنی ،مهارت های زبانی متناسب با سطح شناختی خود دارند.در بقیه افراد MR ،دو الگوی اختلال زبانی شناسایی شده است : 25% که MR تشخیص داده شدند مهارت های ادراکی ای داشتند که با سن عقلی هم تراز بود ،اما در مهارت های تولیدی ضعیف تر بودند .25% دیگر، هم در تولید و هم در درک نسبت به سن عقلی نقایصی داشتند . برای اینکه بتوانیم تشخیص دهیم شخص MR  کدام یک از این الگوهای زبانی را نشان میدهد یا چه شکاف های خاصی در جنبه های درک و بیان آنها رخ میدهد باید ارزیابی و توصیف مهارت های برقراری ارتباط به به طور عمیق انجام شود.در زیر به بعضی از یافته های شاخص به دست آمده از تحقیق بر روی مهارت های زبانی در افراد  MR می پردازیم .

صرف و نحو : کودکان  MR در توالی یادگیری قوانین دستوری تفاوت های کمی با همتایان خود بر اساس سن عقلی نشان می دهند ، مخصوصا وقتی که میانگین طول گفته (MLU) بر حسب تکواژها کمتر از 3 باشد .وقتی MLU بالاتر از این سطح باشد ،کودکان MR تمایل دارند از جملات کمتر پیچیده، کوتاه تر، با عمق و عبارت نسبتا کمتر از همتایان خود با همان سن عقلی استفاده کنند .کودکان MR تکواژهای دستوری را تقریبا به همان ترتیب مشابه کودکان پیش دبستانی در حال رشد طبیعی یاد می گیرند ،اگر چه رسیدن به هر کدام از سطوح MLU  را در سنین عقلی بالاتر از کودکان دارای رشد طبیعی نشان میدهند .

واجشناسی : خطاهای تولیدی در کودکان MR شایع تر از کودکان بدون عقب ماندگی است و احتمالا بی ثبات هستند. حذف هم خوانها رایج ترین نوع خطاهاست .

معناشناسی: به نظر میرسد که کودکان MR مخصوصا کودکان سندرم داون واژگان را آسان تر از نحو می آموزند .معانی کلمات ،نسبت به همتایان بیشتر عینی و تحت اللفظی است .صفات و قیود را به میزان کمتری استفاده می کنند ،اما کلملت دارای معانی عینی را بیشتر به کار می برند.

کاربرد شناسی: همانند سطوح دیگر رشد زبان ، الگوی کسب مهارت های کاربرد شناختی در بین کودکان عقب مانده و بدون عقب ماندگی مشابه است.رشد برقراری ارتباط در کودکان عقب مانده و بدون عقب مانده به میزان زیادی به سطح شناخت بستگی دارد . نقایص شناختی کودکان MR  ،مخصوصا در 2 سال اول زندگی ،ممکن است برکیفیت درون داد پیش زبانی که آنها دریافت میکنند اثر بگذارد که به نوبه خود ،ممکن است رشد ارتباط بعدی آنها را تحت تاثیر قرار دهد . کودکان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی برای تفهیم مقاصد ابتدایی خود، از ژست ها به شیوه ای بسیار شبیه به کودکان با سن عقلی مشابه لستفاده می کنند .رعایت نوبت وحفظ موضوع آنها ممتناسب با سن عقلی است و میتوانند سبک گفتارشان را تا حدی با نیازهای شنونده مطابقت دهند .کودکان MR از پرسشها به با کفایتی همتایان خود بر اساس سن عقلی برای جمع آوری اطلاعات استفاده نمی کنند.همچنین افراد MR تمایل دارند که در مکالمه کمتر اظهار کننده باشند.

 

 

 

 

 

رشد زبان در کودکان از تولد تا 8 سالگی :

 

کودک 1 ماهه

زبان درکی : به صداهای انسانی پاسخ میگوید.

زبان بیانی : با صحبت افراد بالغ همزمان دهان را باز و بسته میکند .صداهای مختصر از حلق خود خارج میکند.صداهای ناشی از رضایت و آرامش در ضمن صرف شیر خارج می سازد.مشخصات گریه در حال توسعه است.در هنگام گرسنگی یا ناراحتی شروع به گریه می کند.شروع به بغو بغو میکند.

کودک 2 ماهه

زبان درکی : عکس العمل هوشیارانه هنگام شنیدن دارد.با شنیدن صدای مادر آرام می شود.

زبان بیانی : مشخصات گریه توسعه می یابد.ویژگی گریه بستگی به علت آن دارد مثل گرسنگی،تمایل به خوابیدن یا درد ،یعنی شدت و فرکانس آن متفاوت است .به صدای مراقبت کننده پاسخ میدهد. بغو بغو می کند uh   eh  ah

کودک 3 ماهه

زبان درکی : در جهت سخنگو نگاه می کند.

زبان بیانی : کمتر گریه می کند .از تولید صداهای مختلف خوشحال میشود. با تولید صدا پاسخ دیگران را میدهد. بغو بغو میکند،در حالی که دهانش بسته است میخندد. ممکن است با صدای بلند بخندد.بین 8-3 ماهگی اصوات مبهم خارج میسازد که در ارتباط با اشیا یا افراد نیست .

کودک 4 ماهه

زبان درکی : نسبت به صدای حاکی از رضایت یا خشم به طور متفاوت پاسخ می گوید . در هنگام سرزنش گریه نمی کند.

زبان بیانی : با صدای بلند می خندد. با تولید صداهایی ارتباط اجتماعی را برقرار میسازد.در هنگام صحبت کردن با او بغو بغو کرده و سرو صدا میکتد .با خود،مردم یا اشیا پر حرفی میکند.به طور متناوب و تکراری گریه و صحبت می کند. میتواند حروف بی صدا تولید نماید مثل : f  n  k  h   b  g   

کودک 5 ماهه

زبان درکی : نسبت به نام خود عکس العمل نشان میدهد .

زبان بیانی : در هنگام شادی داد و فریاد میکشد . در هنگام دور کردن شی مورد علاقه ، نارضایتی خود را با تولید صدا نشان می دهد .حروف بی صدا در حال افزایش است. حروف بی صدا و صدا دار ظهور می یابد مثل : goo   . شروع به تقلید صداها میکند .

کودک 6 ماهه

زبان درکی : کلمات آشنا را تشخیص میدهد .

زبان بیانی : با زمزمه و یا صدای بلند به طور فعال خومشحالی خود را نشان میدهد . به سادگی با مختصری یاس گریه می کند (با کشیدن اسباب بازی از دست ) چندین سیلاب مشخص را بازگو می کند . تقلید نا مناسب را شروع میکند (بین 9-6 ماه ). از شنیدن صدای خود لذت می برد . با تصویر خود در آینه صحبت می کند.تصویر خود را در آینه نوازش میکند.

 

کودک 7 ماهه

زبان درکی : نام خود را می داند .نسبت به برخی کلمات با ژست خاص پاسخ می گوید مثلا|"بیا"

زبان بیانی : با شور و شوق سرو صدا در می آورد .در هنگام گریه کردن حرف «mmm» شنیده می شود. صداهای کوتاه را تقلید میکند . صداهای چند سیلابی صدا دار خارج می سازد .صداهایی مثل : ba ma da  را ادا میکند .در هنگام صحبت دیگران ،لهجه افراد بالغ را در می آورد .

کودک 8 ماهه

زبان درکی : هنگام شنیدن اسم خود از حرکت باز می ایستد . شروع به درک مفهوم خیر می کند.

زبان بیانی : برای جلب توجه فریاد میزند .توالی صداها را تقلید می کند وتولید سیلاب ها را ادامه می دهد مثل: dada   mama (مفهوم خاصی ندارد )  حروف بی صدا را ادا میکند مثل : w  t   d

کودک 9 ماهه

زبان درکی : در پاسخ به خیر از حرکت باز می ایستد .شروع به پاسخ به درخواست های ساده کلامی می کند . به افراد بالغ پاسخ می گوید .

زبان بیانی : در هنگام سرزنش گریه می کند .کلمات را تکرار یا صداهای دیگران را به خوبی تقلید می کند (10-9 ماهگی )واژه ها را با اشخاص یا اشیا ارتباط می دهد .اشخاص را با dada   و mama   خطاب می کند . تون صدا از طریق تقلید مشخص تر می شود.

 

کودک 10 ماهه

زبان درکی : توصیه های ساده را درک می کند .در موقع درخواست اسباب بازی را می دهد که با ژست خاصی همراه است .

زبان بیانی : ممکن است یک کلمه به جز mama  و dada   را تکرار کند مثل خیر . مفهوم bye bye   را درک می کند و صدای فرد بالغ را تقلید میکند . صدای حیوانات را تقلید می کند.

کودک 11 ماهه

زبان درکی : به پرسش های ساده با اشاره کردن و نگاه کردن به وسیله مورد نظر پاسخ می دهد برای مثال : « گربه کجاست ؟»

زبان بیانی : ویژگی صداهای دیگران را تقلید میکند .ابراز واژه های مبهم ادامه دارد.

کودک 12 ماهه

زبان درکی : به ژست ها یا حرکات نسبتا پیچیده پاسخ میگوید مثلا « لطفاآن را به من بدهید »

زبان بیانی : ممکن است 2 تا 3 واژه به جز mama  و dada   بگوید .معانی بسیاری از واژه ها را درک می کند .اسامی بسیاری از اشیا را میداند. صدای حیوانات را تقلید میکند.لحن صدا بیشتر شبیه فرد بالغ شده است . ابراز سخن مبهم ادامه دارد .مفهوم خیر را با سر نشان می دهد . کنترل ارادی در پاسخ به صدا را شروع کرده است و ممکن است پاسخ بدهد یا ندهد . همزمان با کسب مهارت در راه رفتن ،یادگیری واژه ها کمتر  می شود .

 

کودک 15 ماهه

زبان درکی : بیش از آنچه که صحبت کند درک میکند.نام قسمت های مختلف بدن را می داند.به درخواست های آشنا و ساده پاسخ می گوید.

زبان بیانی :  استفاده از واژه های مبهم توصیفی ادامه دارد .واژه های حقیقی را با لغات مبهم و احتمالا توام با ژست خاص بیان میکند .6-2 لغت میداند . اشیا شناس را نام می برد مثل: توپ . نیاز های خود را ابراز کرده و اشیا مورد  دلخواه  را اشاره می کند . برای گفتن خیر از حرکت سر استفاده می کند . حتی در مطرح کردن یک نیاز ممکن است از واژه خیر استفاده کند.

کودک 18ماهه

زبان درکی : اشیا شناس را با اشاره نشان می دهد. یک یا چند بخش از بدن را نشان می دهد.

زبان بیانی : علاوه بر واژه های مبهم 10 لغت را کامل می داند. تصاویر را با نامیدن آنها نشان میدهد .نیاز های خود را با زست خاص ابراز می دارد .برای برقراری ارتباط از یک لغت استفاده می کند.جملات طولانی تر درست می کند .عباراتی را با ترکیب نام و صفات استفاده میکند.حدود 25% از واژگان وی قابل درک است.

کودک 24 ماهه

زبان درکی : جملات پیچیده تر را درک میکند.یک حرف اضافه(بالا یا زیر) و دو جمله امر و نهی را درک میکند (کت را بردار و روی صندلی بگذار).از داستان های مصور لذت می برد .4 بخش از بدن را هنگام خطاب شناسایی میکند.

زبان بیانی : از لغت های مبهم کمتر استفاده می کند .تقریبا 3 لغت می داند .نام خود را می داند.از ضمایر (من و ما) استفاده می کند.در صحبت هایش لغت های جدیدی وجود دارد «آن چیست؟» و «آن کجاست ؟». در مورد تجربیات جاری صحبت می کند. اشیا شناس را تشخیص میدهد نیازهای خود را در مورد مایعات و غذا می گوید. جملات طولانی شده و دارای 3-2 لغت است (فرد،شی،فعل).66% صحبت هایش قابل درک است.

کودک 30 ماهه

زبان درکی : از 5 بخش بدن آگاه است

زبان بیانی : در صورت پرسش ،اسم و فامیل را پاسخ می گوید.در مورد خود از ضمیر صحیح استفاده می کند.افعال را به صورت جمع و با زمان گذشته به کار می برد.به طور مداوم صحبت میکند.مرتب چراها را مطرح می کند. جملات 5-4 کلمه ای می سازد.حدود 75% از صحبت هایش قابل درک است.

کودک 4 ساله

زبان درکی : امر و نهی را درک می کند .(رو،زیر،جلو،عقب)

زبان بیانی : یک یا دو رنگ را نام میبرد . لغت من را به کار می برد.تا رقم 5 میشمارد . به خاطر کسب توجه ممکن است ناسزاگویی کند.جملاتی با 7-3 لغت می سازد.1500 لغت میداند.

کودک 5 ساله

زبان درکی : سه جمله پیشنهادی را درک می کند : مثل شستن،خشکح کردن و نشستن

زبان بیانی : رنگ های اصلی را نام میبرد. مفهوم لغات را می پرسد.واحد پول را میداند.جملات 12 سیلابی یا بیش از آن را  تکرار میکند.تا رقم 10 می شمارد. 2100 لغت می داند.

کودکان 8-6 ساله

زبان درکی : 3 جمله امرو نهی را پشت سز هم درک می کند.نحوه پاسخ بستگی به خلق وی دارد.به ستایش پاسخ میگوید.

زبان بیانی : جملات 12-10 واژه ای می سازد. 2500 لغت میداند. انواع جمله سازی را میداند. حاصل جمع نمرات را حد اکثر تا 10 می داند. حس نوع دوستی دارد. از گفتن جوک لذت می برد.

هر چند سنین ذکر شده در بالا سنین مرزی می باشند و ممکن است بعضی از کودکان تفاوت هایی را نشان دهند (مثلا نسبت به سطح سنی خود بهتر یا بدتر عمل کنند ) اما طبق تحقیقات در اکثر کودکان روند رشدزبان در این سنین ،ثابت شده است.

 

<<میکروسفال>>

علت این بیماری عدم رشدسلولهای مغزی است که درنتیجه جمجمه رشد کافی نکرده وکوچک می ماند.بیماری میکروسفال بعدازسندرم داون رایجترین عقب ماندگی ذهنی است.

علل متعددی برای میکروسفال ذکر کرده اند:

1)اختلالات ژنتیکی(ژن مغلوب معیوب)

 2)تاثیراشعهXبخصوص در سه ماهه اول بارداری

 3)بیماریهای عفونی مادردردوران بارداری مخصوصاً سرخجه وسیفلیس

 4)مشکلات هنگام زایمان

 5)بیماریهای عفونی خودکودک درسالهای اولیه تولد

خصوصیات:

1)عدم رشد مغزکه باعث کوچک ماندن جمجمه می شود

2)مشکلات بینائی

3)جثه کوچک 4)تشنج

گاهی تشنج به عنوان یکی ازرایج ترین علائم میکروسفالی دیده می شود.

5)چشمان کوچک وگود افتاده

 6)ازنظر عقب ماندگی ذهنی درحد شدید وعمیق هستند.

 

<<کرتینیسم>>

این عقب ماندگی به علت اختلال درترشح تیروکسین ازتیروئید بوجودمی آید.هورمون تیروکسین علاوه برکمکی که به رشد طولی استخوانها می کند دررشد سلولهای مغزنیزدخالت دارد.اصولاً دونوع کرتینیسم وجود دارد:1)کرتینیسم غیربومی nonendemic "مادرزادی" .2)کرتینیسم بومی endemic  .یک سوم کل افراد مبتلا به کرتینیسم ازنوع غیربومی هستند دراین افراد غده تیروئید ازهنگامی که بدنیا می آینددچاراختلال است به عبارتی تیروئید قادربه ترشح تیروکسین نیست.نوع دوم که بومی است تعدادبیشتری ازافرادمبتلاراشامل می شود . کودک هیچ مشکلی درتیروئید وترشح تیروکسین دچاراختلال می شود.کرتینیسم بومی بیشتردرمناطق بومی کوهستانی وبعضی ازمناطق جغرافیایی که آب وخاک وغذاهای مصرفی کم ید دارندباعث این اختلال می شود.این بیماری درهردونوع فوق اگربه موقع تشخیص داده شود می توان تااندازه زیادی بارژیم وتیروکسین درمانی ازعقب ماندگی ذهنی جلوگیری کرد.رژیم غذایی شامل غذذاهای حاوی ید می باشد.

علائم:

علائم:1)قدکوتاه 2)سربزرگ 3)شکم بزرگ 4)زبان درشت 5)پوست خشک 6)صدای خشن وکلفت 7)پلکهای چشم معمولاً حالت متورم دارد 8)لب پایین کلفت وپهن 8)فاصله بین پاهاهنگام راه رفتن 9)دربرابربیماریهای عفونی بسیارحساس هستند 10)عقب ماندگی ذهنی پسش رونده وسطحی تاعمیق دیده می شود

 

<<بیماریهای ناشی از عوامل محیطی>>

منظورازعوامل محیطی- فیزیکی این است که عواملی ازجانب محیط دردورانهای قبل ازتولد،درحین تولد وبعد از تولد روی مغزاثرگذاشته وموجب آسیب مغزی می شود مثلاً ابتلاء مادربه بیماری سرخجه می تواند به عنوان یک عامل محیطی برجنین تاثیرگذاشته وموجب عقب ماندگی وی می گردد. عوامل محیطی- فیزیکی مانند عوامل ارثی قادرند حتی با درصد موجب عقب ماندگی ذهنی گردند.

 

 

 

هرلر (گاریگولیسم )

این بیماری ناشی ازعدم سوخت وسازماده قندی موکوپولی ساکارید می باشد.این ماده یکی ازکربوهیدراتها می باشد

کربوهیدراتها معمولاً درقندها،درنشاسته ودرگیاهان وسبزیجات دیده می شود.

خصوصیات:

1)قدکوتاه 2)شکم بزرگ 3)اشکال دراستخوانها بخصوص ستون فقرات 4)ابروی پهن وبه هم پیوسته 5)بینی پهن 6)لبها بویژه لب پایین کلفت وآویزان است 7)عقب ماندگی ذهنی در20درصدموارد دیده می شود و معمولاً درحد شدید است.8)قلب بزرگترازحدطبیعی است 9)عقب ماندگی بااختلال رفتاری همراه است.یعنی کودک به کارهای خطرناک وخراب کردن اشیاء دست می زند.

توضیح:

ازطریق رژیم غذایی تاحدی می توان ازاین بیماری پیشگیری کرد ولی دراکثرموارد رژیم غذایی چندان موثرواقع نمی شود زیرااکثرغذاهاحاوی کربوهیدراتها هستندونمی توان همه غذاها راقطع کرد.

<<بیماری گلاکتوزومی>>

 

دراین بیماری قند گالتوزبه گلوکزتبدیل نمی شود یا ناقص تبدیل می شود.آنزیمی که گالتوزرابه گلوکزتبدیل می کند درگلبولهای سفیدخون قراردارد.

علائم:1)زردشدن پوست یا زردی (یرقان) البته زردی ناشی ازعدم تجانس RHبا زردی ناشی ازگالاکتوزمی متفاوت است.ولی درگالاکتوزمی کودک بعدازچند هفته مبتلابه زردی می شود.2)استفراغ به دنبال مصرف شیرمادرزیراشیرمادربیشترین گالاکتوزرادارد.3)پیدایش تدریجی آب مروارید(Cataract).4)ضعف عمومی به علت پایین آمدن میزان فشارخون 5)بزرگی کبد 6)عقب ماندگی ذهنی پیش رونده.

توضیح:پیشگیری ازاین بیماری فقط بوسیله رعایت رژیم غذایی وقطع شیرمادراست وبجای آن می توان از شیر خشکهای با گالاکتوزکنترل شده استفاده کرد ودرمراحل بعدی رژیم غذایی دررابطه باغذاهائیکه گالاکتوزآنها بالاست.این رژیم غذائی باید تا نوجوانی وجوانی نیزادامه یابد.

 

بیماری تای ساکس "

اولین بار توسط  وارن تای وبرنارد ساکس کشف شد.دراین عارضه سلولهای عصبی دچارتورم شده و پرتوپلاسم مغزی از موادچربی پرمی شود و هسته سلولهابه خارج رانده گردیده و نهایتاً تحلیل می روند.دراین بیماری اختلال درسوخت وسازتمام موادچربی وجود دارد ورژیم غذایی دراین جا کارچندانی انجام نمی دهد درنتیجه بیماری غیرقابل درمان ونهایتاً منجربه مرگ می گردد.

این بیماری دریکی ازسه مرحله زیرشروع می شود:

1)مرحله نوزادی (6ماهگی به بعد).

2)مرحله کودکی(3سالگی به بعد).3)مرحله نوجوانی(از6-12سالگی).

این بیماری منحصربه کودکان قوم یهوداست زیرادراین قوم ازدواجهای فامیلی رواج دارد.

"علائم"

1)بی حالی وبی توجهی نسبت به اطرافیان 2)تشنج 3)ضعف بینایی که نهایتاً به کوری کامل می انجامد 4)کمی تونوس عضلانی که درنتیجه باعث شل شدن عضلات می گردد 5)عقب ماندگی ذهنی درسطح شدید دیده می شود

.

"توضیح"

"تشخیص این بیماری قبل ازتولدازطریق تست آمنیو سنتزانجام می شود ولی دردرمان بیماری متاسفانه کارچندانی تا به حال صورت نگرفته و منجربه مرگ کودک می شود

<<بیماری فنیل کتونوریا(p.k.u )<<

برای اولین بارتوسط کولینگ کشف وبه عنوان یک اختلال سوخت وسازموروثی معرفی گردید.این بیماری از طریق ژنهای مغلوب وکروموزوم های معمولی ازوالدین به کودک منتقل می شود وموجب بروزعقب ماندگی نسبتاً شدیدمی گردد.دراین بیماری اسیدآمینه فنیل آلانین که درموادچربی زیاد یافت می شود دچارعدم سوخت وسازشده و مقدارآن درخون افزایش می یابد.درشرایط طبیعی مقداری ازفنیل آلانین با دخالت آنزیمهای مربوطه به تیروزین تبدیل می شود و مقداری نیزبه اسیدفنیل پیرویک تبدیل شده و ازطریق ادراردفع می گردد.ولی درافرادمبتلا به p.k.u،اسیدآمینه فنیل آلانین به تیروزین تبدیل نمی شود و یا به صورت ناقص تبدیل می شود وازطرفی مقداراسید فنیل پیرویک بالارفته وازادراردفع می شود.افزایش تدریجی فنیل آلانین درخون ورسوب تدریجی آن موجب آسیب تدریجی به مغزمی  شود.ازطریق آزمایش ادراروخون می توان این بیماری راتشخیص داد.یعنی بااندازه گیری مقدارفنیل آلانین درخون تشخیص مقداراسیدفنیل پیرویک دفع شده ازادراروهمچنین آزمایش کلرآهن می توان به این بیماری پی برد.

علائم دردوران نوزادی:

1)استفراغ به دنبال وروداسیدآمینه فنیل آلانین مخصوصاً بعدازخوردن شیرمادر 2)ناراحتی هایی نظیراگزماوجوش های چرکی.3)بیش ازحدبوی ادرارنوزاد             .4 )اگرکهنه بچه رازیرآفتاب  بیندازید رنگ آن تغییرمی کندولی دربچه های مبتلابهp.k.u کهنه رنگ ارغوانی به خودمی گیرد.

علائم بعداز5یا6سالگی:

1)دندانهای پیش بیش ازحدبزرگ شده وبین آنهافاصله می افتد.2)جمجمه به اندازه کافی رشدنمی کند.3)رنگ چشم معمولاً آبی ورنگ موخرمایی یاطلایی می باشد.4)اختلال تکلم وبی قراری دراین افراد زیاد دیده می شود.5)عقب ماندگی خفیف ومتوسط است ومعمولاً باحملات صرع همراه می  باشد.

توضیح:

پیشگیری ازطریق رژیم غذایی وهمچنین تزریق آنزیم مربوطه امکان پذیراست.رژیم غذایی شامل موادغذایی فاقد اسیدآمینه فنیل آلانین است.مثلاً قطع شیرمادرواستفاده ازشیرهای خشک بافنیل آلانین کنترل نشده .

سندرم کروزون >>

این بیماری به علت اختلال درژنهای غالب معمولی بروز می کندودرنتیجه افرادمبتلا درساختمان اسکلتی بدن دچار اشکال می شوند و سلولهای مغزی کمتر دچار آسیب می گردد و علت عقب ماندگی این افرادمعمولاً این است که چون قادر به استفاده ازامکانات افرادطبیعی نیستند وهمچنین درتکلم وحرکات دچاراشکال می باشند،درنتیجه سطح هوشی آنهاتاحدودی کم می شود.

خصوصیات:1)مشکلات ستون فقرات 2)جمجمه بزرگ وبیقواره 3)پیشانی برجسته وپیش آمده 4)چشمان ازحدقه بیرون زده 5)چانه جلوآمده برعکس سندرم صدای گربه 6)اشکال درحرکات بخصوص دردستها وپاها 7)ازنظر هوشی گاهی عقب ماندگی ذهنی وجودنداردودرصورت وجودعقب ماندگی درحد سطحی می باشد.

توضیح: اگرکودکی مبتلابه سندرم کروزون بتئانددرشرایط وامکانات محیطی مثل صندلی چرخ دار وپروتزهای مخصوص درروابط اجتماعی خوب بهرمندگردد ممکن است رشدهوشی خوبی پیداکند. براساس آمارهای موجود حدود 4تا 5درصدعقب ماندگی های ذهنی ناشی ازاختلالات ژنتیکی سوخت وسازبدن است وعلت آنهاکمبود ویا فقدان آنزیم های لازم برای بدن است که موجب می گردد مواد لازم که به بدن رسیده به طریق مناسب جذب نشده و به صورت تجمع یافته روی سیستم اعصاب مرکزی ایجادضایعه نماید.وازآنجا با شناخت عارضه دراولین هفته های بعدازتولد می توان ازطریق ایجاد رژیم های غذایی وحذف موادغذایی خاص ازبروزعوارض ناشی ازآن تاحدممکن جلوگیری کرد.لذا شناخت اینگونه عوارض ازاهمیت ویژه ای برخورداراست .تاکنون یش از30نوع عقب ماندگی ذهنی ناشی ازاختلال درسوخت وسازکشف شده است.


 

 

 

 

بیماری نوروفیبروماتوز

                        

( ( بیماری نوروفیبروماتوز (نورپلاستورماتوز  ))

این بیماری به علت وجود ژنهای غالب معمولی بوجود می آید و افراد مبتلابه علت وجود تومور در درون مغز دچار نارسائی هایی می شوند.ازهر3000 نفرنوزاد متولد شده،یک مورد به این اختلال مبتلا می شود.

خصوصیات:

1)وجودلکه های قهوه ای روشن روی پوست ،درتمام نقاط بدن

2)وجود تومورهای پوستی وعصبی (جوشهای زیرپوستی به رنگ شیرکاکائویی.

3)10 درصدافرادمبتلا به عقب ماندگی ذهنی دچاربوده و عقب ماندگی همراه تشنج و صرع دیده می شود.

4)عقب ماندگی درسطح شدیدوعمیق می باشد.

توضیح:برای تشخیص بیماری حداقل وجود6 خال با قطرتقریبی 5/1سانتیمترضروری است.

همچنین لکه دارشدن زیربغل یکی ازدلایل قوی برای وجود بیماری است.

 


 
 
در مورد استعاره
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠
 

 

استعاره معمولاً به بیانی اطلاق می شود که در آن یک حوزه معنایی یا مفهومی از طریق حوزه معنایی یا مفهومی دیگر درک و تجربه می شود. استعاره ها (که زمانی به عنوان زینت سخن و جزئی از فن سخنوری تلقی می شدند) امروزه جایگاه خاصی در روان شناسی تفکر و شناخت و علوم شناختی پیدا کرده اند. نظر اکثر محققان بر آن است که در پردازش استعاره ای بازنمایی ویژه ای از جهان خارج در ذهن ایجاد می شود و در طی این فرایند به جنبه هایی از پدیده ها و روابط توجه می شود که در پردازش کلامی معمولی چندان مورد توجه قرار نمی گیرند.

در فلسفه تحلیلی چند مقاله کلاسیک درباره استعاره نوشته شده که یکی از مهمترین این مقالات مقاله «استعاره ها چه معنایی می دهند» از دونالد دیویدسون است. علاوه بر دیویدسون، ماکس بلک، جان سرل و راجر وایت نیز مستقلاً به مباحث فلسفی استعاره پرداخته اند اما نگاه دیویدسون به استعاره نگاهی متفاوت از اغلب متفکران است. در نوشته کوتاه زیر تلاش شده گزارشی اجمالی از دیدگاه دیویدسون در این باره داده شود. صورت تفصیلی بحث زیر به زودی در کتاب «استعاره؛ مبانی نظری و کاربردها» از همین نویسنده منتشر خواهد شد. 


 
 
 
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠
 

 

استعاره معمولاً به بیانی اطلاق می شود که در آن یک حوزه معنایی یا مفهومی از طریق حوزه معنایی یا مفهومی دیگر درک و تجربه می شود. استعاره ها (که زمانی به عنوان زینت سخن و جزئی از فن سخنوری تلقی می شدند) امروزه جایگاه خاصی در روان شناسی تفکر و شناخت و علوم شناختی پیدا کرده اند. نظر اکثر محققان بر آن است که در پردازش استعاره ای بازنمایی ویژه ای از جهان خارج در ذهن ایجاد می شود و در طی این فرایند به جنبه هایی از پدیده ها و روابط توجه می شود که در پردازش کلامی معمولی چندان مورد توجه قرار نمی گیرند.

در فلسفه تحلیلی چند مقاله کلاسیک درباره استعاره نوشته شده که یکی از مهمترین این مقالات مقاله «استعاره ها چه معنایی می دهند» از دونالد دیویدسون است. علاوه بر دیویدسون، ماکس بلک، جان سرل و راجر وایت نیز مستقلاً به مباحث فلسفی استعاره پرداخته اند اما نگاه دیویدسون به استعاره نگاهی متفاوت از اغلب متفکران است. در نوشته کوتاه زیر تلاش شده گزارشی اجمالی از دیدگاه دیویدسون در این باره داده شود. صورت تفصیلی بحث زیر به زودی در کتاب «استعاره؛ مبانی نظری و کاربردها» از همین نویسنده منتشر خواهد شد. 


 
 
خاطراتی از کودکان استثنایی
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠
 

خاطراتی از کودکان استثنایی



چقدر زود تاثیر می پذیرند !


به کلاس اول دبستان کودکان استثنایی رفته بودم و دانش آموزانی داشتند که عمدتا ناسازگار بودند اما هوش خوبی ( به نسبت همسالان ) داشتند . به یکی از آنها کلمه دادم تا جمله بسازد . آن کلمه «کباب» بود . با ناباوری دیدم که در جلوی این کلمه این عبارت آمده است : آخوند کباب می خورد؟!
بسیار متعجب شدم اما نکته ای راهم به خوبی متوجه شدم و آن این که:
چقدر زود تاثیر می پذیرند .



رفته بودیم شهرستان !


صبح شنبه بود . مشغول دیدن تکالیف بودم در ضمن از یکی از دانش آموزان که از اهالی یک روستا بود پرسیدم : فلانی روز پنج شنبه کجا بودی؟
او گفت آقا اجازه رفته بودیم شهرستان!

 

 

به هر نفر دو تا !


طرحی در مدرسه ریخته بودند که اگر هر دانش آموز به موقع در نماز جماعت حاضر شود یا تکالیفش را درست انجام دهد به او ژتونی بدهند او با جمع کردن سه تا از این ژتونها می توانست از مغازه روبروی مدرسه خرید کند .
 
در ساعت نماز جماعت بودیم و بچه ها بادستهای بلند کرده مشغول دعا خواندن بودند که ژتون دادن را شروع کردند اما چون دو تا از دستهای آنها با هم بالا بود در هرکدام از دستها یک ژتون گذاشتند بعد از این که کلی ژتون داده بودند تازه فهمیدند چه شده بله آن روز به هر نفر دو تا داده بودند .این هم از مزایای معلم استثنای شدن هست دیگر !

آقا من می فهمم !
دردفتر معلم ها مشغول صحبت بودند که بحث از یکی از دانش آموزان شد که خیلی شرور بود آنها می گفتند که باید اورا تنبیه کنیم اما یکی از معلمها میگفت که نه ولش کنید این که نمی فهمد . وقتی زنگ کلاس خورد همان دانش آموز پیش معلم آمد و گفت : «آقا من میفهمم ! من مثل بت پرستان زمان حضرت ابراهیم(ع) نیستم که بعد از شکستن بتشان باز هم نفهمیدند» از آن روز به بعد این دانش آموز متحول شد تا عبرتی برای ما باشد.


 
 
چکیده تحقیق
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۸
 

 

چکیده تحقیق

 

 وضعیت تحصیلی دانش آموزان قوی وضعیف بخاطرنتایج متفاوت تحصیلی از دیرباز

 

مورد توجه بوده است.در تحقیق حاضرسعی شده است مقایسه ای بین دو گروه دانش آموزان قوی وضعیف

 

صورت گیرد.عنوان تحقیق عبارت است از  ))برسی مقایسه ای دانش آموزان قوی و ضعیف در پایه سوم

 

راهنمایی شهرستان نیر)).برای اجرای این طرح از جامعه آماری شهرستان نیر تعداد 80 نفر به عنوان نمونه

 

انتخاب گردید.از این تعداد 40نفر در گروه ضعیف قرار داشتند .با استفاده از طرح تحقیق علمی مقایسه ای

 

واستفاده از پرسشنامه 32سوالی محقق ساخته اطلاعات بدست آمده وموردتجزیه وتحلیل قرار گرفت.در تحلیل

 

اطلاعات این تحقیق از آمار توصیفی شامل میاگین.واریانس.انحراف معیار ودرصد وهمچنین از آزمونهای

 

استنباطی Tمستقل وهمچنین کای اسکویر(X)استفاده گردیده است.بر اساس نتایج بدست آمده بین میزان

 

تحصیلات والدین دانش آموزان قوی وضعیف تفاوت معنی داری میباشد.وهمچنین این نتیجه حاصل می شود

 

که میزان مشکلات رفتاری خانواده دانش آموزان قوی از دانش آموزان ضعیف کمتر نیست.بین وضعیت

 

اقتصادی خانواده هر گروه نیز تفاوت معنی داری مشاهده نشد.بین دو گروه در مورد میزان اشتغال به کار در

 

خارج از مدرسه نیز تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.اما می توان گفت که دانش آموزان ضعیف در درک

 

زبان فارسی بیش از دانش آموزان قوی مشکل دارند.همچنین مشخص گردید دانش آموزان قوی بیش از دانش

 

آموزان ضعیف از رسانه های گروهی استفاده نمی کنند.میزان رضایت دانش آموزان قوی از حضور در

 

محیط درسی بیش از دانش آموزان ضعیف است.همچنین میزان عزت نفس گروه قوی بیش از گروه ضعیف

 

است.میزان مشارکت گروهی دانش آموزان قوی نیز بیش از دانش آموزان ضعیف است.اما تفاوت در میزان

 

غیبت دانش آموزان دو گروه معنی دار نیست.

 

 

 

 

 

 


 
 
بررسی قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی
نویسنده : سید رسول زیرک - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۸
 

 

دانشگاه علامه طباطبایی تهران

 

موضوع:

 بررسی قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی

 

تهیه کننده: سید ریول زیرک

دانشجوی: رشته روانشناسی عمومی

 

 

نیمسال: دوم

سال تحصیلی: 88-87

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

« کلیات »

 

چکیده تحقیق

موضوع پژوهش حاضر عبارت بود از « بررسی قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی » در این پژوهش یکسری اهداف و فرضیه هایی مد نظر بود که به زعم با قضاوت اخلاقی کودکان خیابانی ارتباط داشتند جامعه آماری در این پژوهش کودکان خیابانی بودند. در نیم سال اول 1380 به تعداد 60 نفر که 30 نفر کودک خیابانی 30 نفر کودک عادی را شامل می شد که در قالب 4 شهر قرار داشتند.

از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و مصاحبه به عمل آمد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که در قالب 23 سوال و آزمونهای اخلاقی گلبرگ که در ضمیمه آورده شده استفاده شد. روش تحقیق علمی مقایسه ای بود و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تجزیه و تحلیل توصیفی (جدول توزیع فراوانی ـ ضریب همبستگی اسپیرمن) و تجزیه و تحلیل استنباطی (خی دو ـ یومان و تینی) استفاده شد.

در این پژوهش چهار فرضیه مطرح شد، 3 فرضیه در سطح 5 درصد پذیرفته شد و یک فرضیه رد شد. در طی این تجزیه و تحلیل ارتباط عواملی چون زنده بودن پدر و مادر، با هم زندگی کردن پدر و مادر، علت جدایی پدر و مادر، سطح تحصیلات پدر و مادر، وضعیت اقتصادی خانواده، داشتن محکومیت یا زندانی شدن پدر و مادر، محل تولد، محل زندگی قبلی، محل زندگی فعلی با قضاوت اخلاقی کودکان خیابانی و کودکان عادی محاسبه شد که در سطح معنی دار قرار داشتند.


مقدمه

در حالی قرن بیست و دوم را آغاز کرده ایم که جهان مشکلات متعددی را پیش روی خود دارد خصوصا آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد، طلاق، بی سرپرستی، بزهکاری، کودکان خیابانی و غیره که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود و این مسئله خاص جوامع صنعتی نیست بلکه جوامع در حال توسعه نیز هر چه به سمت صنعتی شدن و مدارنیزاسیون پیش می روند، بر تعداد آنها افزوده می شود. یکی از معلولیتهای اجتماعی کودکان خیابانی هستند که میلیونها از آنها در شهرها و شهرکهای جهان به چشم می خورند که با ظاهری نامناسب و نا مرتب بر فعالیتهای گوناگون از جمله دست فروشی، شیشه شویی، واکس زنی مشغول هستند، این کودکان به علل گوناگون از جمله مشکلات خانوادگی یا مشکلات اقتصادی و یا مشکلات فردی به خیابانها کشیده شده اند. ولی آنچه مسلم است آنها در یک چیز مشترک هستند و آن هم حضور در خیابان و فرهنگ خیابانی است. کودکان خیابانی گاهی اوقات به عنوان افراد طرد شده و مزاحم و شرور می شناسند. این خصوصیات باعث می شود که آنها توسط افراد و موسسات رانده شوند و گاهی افراد ثروتمند جامعه از وجود آنها در جامعه احساس ناراحتی می کنند و از نیروهای پلیس می خواهند که آنها را جمع آوری کنند، عده ای دیگر از مردم با دیده ترحم به آنها می نگرند و سعی می کنند با صدقه دادن به آنها کمک کنند.

رفتار کودکان خیابانی به خاطر غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی بودن مورد انتقاد قرار می گیرد ولی این امر مورد بررسی قرار نمی گیرد که این رفتار غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی از کجا آمده است.

یکی از ابعاد ویژگیهای کودکان خیابانی توجه به تحول اخلاقی آنها می باشد تا اینکه وضعیت تحول اخلاقی آنان نسبت به کودکان غیر خیابانی مشخص شود و تفاوتهای این دو گروه در این زمینه معلوم گردد.

 

ضرورت و اهمیت تحقیق:

با توجه به اینکه در سالهای اخیر به طور تصاعدی بر تعداد کودکان خیابا نی در شهرها افزوده شده است و در حال تبدیل شدن به یک معضل اجتماعی است و آنچه مسلم است این است که اگر این معضل در مراحل اولیه شکل گیری شناسایی، علت یابی و حل نشود در آینده علاوه بر اینکه هزینه و انرژی زیادی را صرف خود خواهد کرد، احتمالا به صورت یک موضوع لاینحل در می آید و به صورت یک خطر بالقوه جامعه را تهدید می کند.

برابر آمارهای موجود بیش از نیمی از جمعیت کشور را افراد زیر 18 سال تشکیل می دهند و این تعداد در معرض انواع آسیبهای اجتماعی از جمله تبدیل شدن به کودکان خیابانی قرار دارند، لذا توجه به ابعاد گوناگون و بررسی مشکلات و عوامل مختلف موثر در پدیده کودکان خیابانی در حقیقت توجه به آینده جامعه و سلامت و سعادت آن است تا جایی که عدم توجه به این قشر عظیم از جامعه باعث می شود که در آینده آنها به صورت یک خطر بالقوه برای جامعه درآیند.

 

مساله پژوهش

با توجه به اینکه پدیده کودکان خیابانی از آسیبهای اجتماعی عصر حاضر است و در دهه اخیر در کشور ما نیز روز به روز شاهد افزایش تعداد این کودکان می باشیم. بررسی مساله قضاوت اخلاقی در این کودکان و مقایسه آن با کودکان عادی می تواند یکی از کارآمدترین برنامه ها در جهت اصلاح هر چه بهتر این معضل اجتماعی باشد.

شایان ذکر است در صورت عدم برنامه ریزی دقیق در جهت مواجهه اولیه با هر پدیده منفی در جامعه بتدریج آن معضل رشد کرده و باعث می شود در آینده انرژی و هزینه های بیشتری صرف مبارزه با آن پدیده شود.


اهداف پژوهش

هدف کلی: نظر به اینکه تحقیقات پیاژه و به دنبال آن پژوهشهای گلبرگ دوره ها و مراحل تحول اخلاقی را که بر پایه تحول شناختی قرار دارند را نشان داده و نظریه اینکه بر نظام آموزشی و تربیتی این یک وظیفه است که در تحول شناختی و به تبع آن در تحول اخلاقی « کودک و نوجوان » تشخیص دهد، رهنمودهای آموزشی و اخلاقی را بر پایه آنها برنامه ریزی کند، ما بر آن شدیم که پژوهشی در زمینه بررسی سطح قضاوت اخلاقی در بین کودکان خیابانی داشته باشیم و ببینیم که آیا کودکان خیابانی از لحاظ تحول اخلاقی در سطح پائین تر و متفاوت تری نسبت به کودکان و نوجوانان عادی قرار دارند یا خیر.

پس هدف کلی در این تحقیق این است که مشخص شود کودکان خیابانی از لحاظ اخلاقی در چه سطحی از قضاوت قرار گرفته اند.

 

هدف جزئی:

بررسی اینکه سطح قضاوت اخلاقی در کودکان خیابانی بیشتر متاثر از چه عواملی است.

ـ سطح قضاوت اخلاقی با توجه به سن آنها نسبت کودکان عادی چه مقدار تفاوت دارد.

عواملی نظیر شغل پدر، وضعیت اقتصادی خانواده، طلاق، اعتیاد والدین و سطح سواد والدین و سطح فرهنگی مذهبی خانواده می تواند در پرورش کودکان خیابانی موثر باشد.

 

فرضیه های پژوهش

(1)  کودکان خیابانی از لحاظ سطح رشد قضاوت اخلاقی پایین تر از کودکان عادی هستند.

(2)  بین سن و قضاوت اخلاقی در کودکان عادی و خیابانی روابط معنا داری هست.

(3)  بین سطح قضاوت اخلاقی و سابقه زمانی خیابانی شدن کودکان ارتباط معناداری وجود دارد.

(4)  بین خیابانی بودن کودکان و عامل مهاجرت از روستا به شهر ارتباط معناداری هست.

 

تعاریف عملیاتی متغیر

کودکان خیابانی: کودکانی هستند که وقت زیادی را در خیابان سپری می کنند و خیابان منبع معاش آنهاست و از آنها به طور شایسته و مطلوب توسط بزرگسالان نگهداری نمی شود (ریچتر، 1988). و در این پژوهش کودکان خیابانی، کودکان زیر 18 سال می باشند که در خانه سبز و خیابانها هستند.

کودکان عادی: کودکانی در همین محدوده سنی قرار دارند با این تفاوت که در درون خانواده یا مدارس بدون انجام کارهای کودکان خیابان زندگی می کنند.

قضاوت اخلاقی: به چگونگی نظر و برداشت شخص نسبت به مقررات و آداب و رسوم و هنجارهایی که مردم باید در تعاملهایشان با دیگران رعایت کنند قضاوت اخلاقی گفته می شود.

سابقه زمانی: یعنی مدت زمانی که کودک یا نوجوان دست به اعمالی می زند که وی را به عنوان زیر مجموعه کودکان خیابانی قرار می دهد.

رفتار: طرز بودن، عملی کردن و زیستن موجودات زنده ( انسان و حیوان ) و تظاهرات عینی فعالیتهای کلی آن ( منصور، 1362). در فرهنگ معین ذیل کلمه رفتار، روش، مسیر، طرز حرکت و سلوک آمده است و در این پژوهش منظور از رفتار اخلاقی همان اعمال و کارهایی است که کودکان انجام می دهند.

 

 

 


 

فصل دوم

 

« پایه های نظری و ادبیات پژوهشی »

 

 

 

 


« پایه های نظری پژوهشی »

می توان گفت مساله مطالعه تاریخی رشد و تکامل اخلاقی از جمله مباحث مهم در بحث رشد و تکامل انسان است، چرا که تقریبا همه فیلسوفان و پیشوایان دینی از اخلاق و وضع اخلاقی کودک هنگام تولد و چگونگی اخلاقی بار آمدن یا بار آوردن کودکان و نوجوانان سخن گفته اند و اظهار نظر کرده اند. مساله اساسی عمدتا این بوده است که چه رفتاری، مقبول و چه رفتاری مطرود است؟ سلوک اخلاقی و سلوک غیر اخلاقی کدامند؟ و از چه راه می توان سلوک یا کردار مقبول و اخلاقی را در کودکان بوجود آورد یا تقویت کرد.

رشد و تکامل اخلاقی به مقررات و آداب و رسومی می پردازد که مردم باید در تعاملهایشان با دیگران رعایت کنند. متخصصان رشد در مطالعه این مقررات و قواعد اخلاقی سه بعد متفاوت را مورد بررسی قرار می دهند:

1ـ کودکان درباره مقررات و آداب و کردار یا سلوک اخلاقی چگونه می اندیشند یا استدلال می کنند؟ مثلا تقلب کردن را در نظر بگیریم. داستانی را به کودک می گوئیم که بازیگر آن در یک موقعیت خاص دچار تعارض شده است، آیا تقلب بکند و دوستش را از خطری نجات بدهد یا نه؟ از کودک خواسته می شود در این مورد نظر بدهد که اگر او در چنین موقعیتی قرار می گرفت چه کار می کرد. و استدلال و دلیلهای تصمیم گیری کودک را مطالعه می کنند.

2ـ کودکان در اوضاع اخلاقی عملا چگونه رفتار می کنند؟ در مثال بالا تقلب کردن واوضاع محیطی که تقلب را ایجاد می کنند مورد مطالعه قرار می گیرند.

3ـ کودک درباره موضوعات و قضایای اخلاقی چه احساسی دارد؟ مثلا در مثال مذکور آیا کودک از مقاومتش در مقابل وسوسه احساس گناه می کند؟ اگر کودکان تقلب کنند این احساس گناه آنها را از تقلب کردن در مواقع دیگر باز می دارد؟ علاوه بر آنچه گفتم، درباره رشد و تکامل اخلاقی دو دیدگاه معروف مطرح هستند، یکی دیدگاه یا نظریه پیاژه و دیگری دیدگاه کولبرگ.

 

مفهوم اخلاق و ماهیت روان شناختی آن

تقریبا تمام روان شناسان بر آن عقیده هستند که اخلاق یک امر اجتماعی اکتسابی است که بر فضایل و سجایایی مبتنی می باشد که جامعه مقرر داشته و برای خود پسندیده است. بنابراین اخلاق بدین معنا یکی از ارکان مهم شخصیت انسانی است.

موریس دوریس ( ترجمه کاروان 1374) روان شناس فرانسوی عقیده دارد که در سنین 15 تا 17 سالگی جوانان به ندای تقدیسی به لرزه در می آیند و آرزومند می شوند که جهان را از نوع تشکیل دهند بدی را محو و نابود و عدالت مطلق را حکم فرما سازد.

اخلاق از دیدگاه روانکاوی: اساس نظریه روانکاوی، کودکان اصول اخلاقی را بر حسب نظام اعتقادی خود درونی می کنند و آن را به عنوان راهنمایی خوب و بد می پذیرند.

اخلاق در مکتب روانکاوی معادل است با فراخود یا وجدان که احساس گناه در برابر تخلف از اصول و بازخواست درونی است و نیروی بازدارنده محسوب می گردد. احساس گناه شاخص اخلاق است و نشان می دهد که شخص را به ارزشهای اخلاقی واقف است.

 

دیدگاه فلسفی در رشد و تحول اخلاقی:

فلسفه را از جهاتی می توان مادر علوم به حساب آورد، چرا که اولا در قدیم موضوع فلسفه شامل بررسی تمام علوم بشر بوده و فیلسوفان می بایستی در تمامی علوم کار کرده باشند و در ثانی علوم دیگر برای اثبات یافته های خود نیاز به فلسفه و روش آن داشتند. همانطور که می دانیم علوم به تدریج استقلال خود را بدست آوردند و از فلسفه جدا شدند، در این میان روانشناسی به علت ماهیت ذهنی بودن از جمله علومی بود که خیلی دیر از فلسفه جدا شدند و به این علت که در خود فلسفه امروزی بحث مفصلی به نام فلسفه اخلاق وجود دارد. ما بر آن شدیم که در این بخش مروری کوتاه داشته باشیم بر دیدگاههای عمده فلسفی در باب رشد


تحول اخلاقی:

اخلاق از دیدگاه کانت: نوئل کانت فیلسوف آلمانی در زمینه اخلاق نظریاتی دارد که پیاژه تحت تاثیر این فیلسوف در وضع اصطلاحات اخلاقی بوده از جمله این اصطلاحات می توان به اخلاق دگر پیروی و اخلاق خود پیروی اشاره کرد که پیاژه آنها را به کار می برد ولی برای اولین بار کانت این اصطلاحات و مفاهیم را به کار برده است. کانت معتقد است که از دو نوع اخلاق می توانیم یاد کنیم یکی اخلاق دگر پیروی و منظور از آن اخلاقی است که مبتنی بر تبعیت و پیروی از دیگران، حال این دیگران می تواند پدر و مادر و یا قوانین یک جامعه باشد. چنین اخلاقی به قولی دستوری است و جنبه رسمی و خشک دارد.

در مقابل کانت از اخلاقی به نام اخلاق خود پیروی نام می برد که در آن فرد از ارزشها و معیارهای درونی و درون سازی شده خود تبعیت می کند و برای خود یک نظام ارزشی و پایدار می سازد و کمتر تحت تاثیر دیگران و نیروهای خارجی قرار دارد، کانت چنین اخلاقی را که اخلاق واقعی می نامد و آن را با ارزشتر از اخلاق دگر پیروی می داند.

کانت سه دستورالعمل درباره امور اخلاقی بیان می کند:

1ـ به طریقی رفتار کن که دستور عمل تو بتواند تا سر حد یک قانون کلی بالا برود و معتبر شناخته شود.

2ـ به نحوی با دیگران رفتار کن که با خود رفتار می کنی و رفتار تو با دیگران طوری باشد که انسان غایت باشد نه هدف.

3ـ طوری رفتار کن که اراده تو به منزله واضع و قانون گذار جهانی تلقی شود.

کانت به اخلاقی مبتنی بر تکلیف اخلاقی عقلی و کلی و صوری معتقد است.

 

دیدگاه اسلام در مورد رشد اخلاقی :

از دیدگاه اسلام، رشد اخلاقی با میزان شناختهای کاملتر فرد از اهداف زندگی و کمالات انسانی و انگیزه قرار دادن آنها، ارزیابی می شود. به عبارت دیگر، آنگونه که در اخلاق اسلامی از آن تعبیر می شود رشد اخلاقی با نیت سنجیده می شود. از پیامبر گرامی اسلام (ص) روایت شده که فرمودند کارها با نیتها سنجیده و ارزیابی می شود. بنابراین باید یادآور شد که دانش و شناخت از نظر اسلام همیشه با عمل و رفتار همراه نیست و نمونه های زیادی از آیات و روایت به این مطلب اشاره دارد و افراد زیادی که دارای شناخت صحیح  بوده اند وراه سعادت و کمال را خوب می شناختند به علت پیروی از هوای نفس و انگیزه باطل گمراه شدند. در کل از نظر اسلام رفتار ا خلاقی فرد در درجه اول متاثر ایمان فرد است و عوامل دیگری غیر از جنبه اختیاری از جنبه یادگیری نیز می تواند موثر باشد، از جمله مسئله بیم و امید دادن یا انزجار و تبشیر، ایجاد عادت توسط خود فرد و الگو گیری

کودکان خیابان چه کسانی هستند؟

پروژه سازمان بهداشت جهانی برای کودکان خیابانی (1993) چهار گروه مختلف را به عنوان کودکان خیابانی مشخص کرد:

1)  کودکانی که در خیابانها زندگی می کنند و اولین نگرانی آنها زنده ماندن و داشتن سرپناه است.

2)   کودکانی که از خانواده خود جدا شده اند و موقتا در مأمنی مانند خانه های متروک و سایر ساختمانها، نوانخانه ها و پناهگاهها، سرپناه ها زندگی می کنند و یا از منزل یک دوست به منزل دوست دیگری می روند.

3)   کودکانی که تماس با خانواده خود را حفظ می کنند ولی به علت فقر، پر جمعیت بودن خانواده و یا سوء استفاده جسمی یا جنسی از آنان در خانواده، بعضی از شبها و یا اکثر ساعات روز را در خیابانها بسر می برند.

4)   کودکانی که در مراکز ویژه نگهداری می شوند. اما قبلا در وضعیت بی خانمانی به سر می برده اند و در معرض خطر برگشت به همان وضعیت هستند.

برخی از مشخصه های برجسته این گروهها عبارتند از:

ـ بیگانه شدن و طرد آنها از نظامها و ساختارهای معمول اجتماعی.

ـ اقدام به رفتارهای شدید ضد اجتماعی و صدمه به خود.

ـ داشتن سوء ظن به خدمات رسمی و در نتیجه استفاده کم از منابع کمکی موجود.

ـ زندگی کردن پائین تر و خارج از محدوده های سنتی سیستم رفاهی.

پدیده کودکان خیابانی از بیماریهای اجتماعی عصر حاضر است که متاسفانه در بسیاری از شهرهای بزرگ و مهاجر پذیر نمود پیدا کرده است و عوارض سوء آن به شکلهای گوناگون دامنگیر خانواده ها شده و چهره شهرها را زشت کرده است. وضعیت کودکان شاغل شهری در سالهای اخیر توجه عموم را به خود جلب کرده است. بچه های خیابانی عمدتا از نوجوانان کشورهای در حال توسعه هستند که در خیابانها به دستفروشی و عرضه کالاهای ارزان قیمت اشتغال دارند و با وخیم تر شدن شرایط اقتصادی ـ اجتماعی روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

تصور اصلی که مردم از کودکان خیابانی در ذهن دارند این است که اینها افراد صغیری هستند که در خیابانها بدون نظارت و پشتیبانی بزرگسالان زندگی می کنند، چون آنها دارای مسکن و مراقبت نیستند و خارج از ساختارهائی که توسط بزرگسالان سازمان داده شده عمل می کنند، از یک طرف به عنوان افراد محروم و به حاشیه رانده شده و از طرف دیگر به عنوان مطرود ( و یا کودکان شرور ) تلقی می شوند. این افراد نشانه شکست خانواده هائی هستند که وفاداری خود را از دست داده و آنها را بیرون رانده و یا از خود جدا کرده اند و یا ناکامی موسساتی که نمی خواهند و یا نمی توانند به آنها کمک کنند تا سر و سامانی بیابند. به این ترتیب، کودکان خیابانی وجدان مردمان مرفه را می آزارند، با اینکه در عین حال منافع تثبیت شده را مورد تهدید قرار می دهند. اینها هم مورد ترحم هستند و هم خوار شمرده می شوند.

 

مشکلات رفتاری کودکان خیابانی

مهمترین مشکلات روانشناختی مشخص شده در میان کودکان خیابانی شامل افسردگی، اضطراب و مشکلات رفتاری است باسوک و همکارانش (1987) 156 کودک از 82 خانواده که در مساوچوست در اقامتگاه بسر می بردند، مورد مطالعه قرار دادند. در پرسشنامه افسردگی کودکان (کووانس 1983) از 44 کودک خیابانی بالای 5 سال نمره بالاتر از 9 بدست آوردند که نیاز به ارزیابی بهداشت روانی را نشان می دهد. 31 درصد به طور بالینی افسرده بودند: در حقیقت نمره میانگین (4/10) بالاتر از میانگین (6) برای گروه های مقایسه مورد بررسی در طی تحول آزمون بود.

در مقایسه بعدی از یک زیر گروه از این نمونه، 16 کودک از 31 کودک (52 درصد) که در بوستون اقامت داشتند با 16 کودک از 33 کودک (48 درصد) که در خانواده های فقیر زندگی می کردند، مورد مقایسه قرار گرفتند. گرچه نمرات میانگین کودکان خیابانی بالاتر از گروه کودکان عادی بود ( 3/10 در مقابل 3/8 ) ، اما تفاوت معنادار نبود.

مستن (1990) دریافت که 159 کودک خیابانی و 62 کودک فقیر (8 تا 17 سال) که با خانواده زندگی می کردند، تفاوت معناداری از نظر افسردگی با یکدیگر نداشتند که نمرات آنها در آزمون افسردگی کودک (45/9 در مقابل 13/8) بود.

رسکورلا و همکاران (1991) تفاوتهای معناداری در مقیاس مشکلات رفتاری بین 44 کودک خیابانی و 25 کودک (12 تا 6 سال) که با خانواده زندگی می کردند، پیدا کردند (16 درصد) نمرات بالای 65 درصد داشتند. با این وجود، تفاوتهای بین قسمت بیرونی فقط برای برونسازی (35 درصد در مقابل 12 درصد) مهم بودند.

در مجموع چندین مطالعه نشان دادند که کودکان خیابانی احتمالا بیشتر از کودکان فقیر که با خانواده زندگی می کردند و یا کودکان بهنجار سطوح بالینی از افسردگی اضطراب با مشکلات رفتاری را داشته باشند. با این وجود یافته های پژوهشی نتایج همسانی نداشتند. تبینات اجتماعی شامل اندازه های کوچک نمونه ها و فقدان وجود گروه های مقایسه در همان پژوهشها بوده است.

 

مسائل بهداشتی کودکان خیابانی

به طور مداوم مطالعات به این نتیجه دست یافتند که کودکان خیابانی سطوحی از مشکلات حاد را تجربه کرده اند، خطر برای مشکلات سلامتی از قبل تولد شروع می شود. رایت، (1991 ـ 1990 ـ 1987) پروندههای پزشکی 1028 کودک خیابانی زیر 15 سال را که در مرکز بهداشتی روبرت وود جانسون تحت برنامه هایی قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرارداد. او وقوع بیماریهای مختلف و اختلالات موجود در میان کودکان خیابانی را با آمار آژانس خدمات پزشکی آمریکا مورد مقایسه قرار داد. همه اختلالهای مطالعه شده

در این مرکز، در کودکان خیابانی به تناسب بیشتری وجود داشت و در بیشترین این اختلالها کودکان خیابانی دو برابر با آنها مواجه بودند.

عمومیترین اختلالها در بین کودکان خیابانی، عفونتهای تنفسی (42 درصد در مقابل 22 درصد) ، ناراحتیهای پوستی (20 درصد مقابل 5 درصد) ، اختلالهای شنوایی (18 درصد در مقابل 12 درصد) ، اختلالهای فیزیکی مزمن (15 درصد در مقابل 9 درصد) بودند. میلر ولاین (1988) وضعیت بهداشتی 158 کودک را که در ایالت واشنگتن زندگی می کردند، مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که مشکلات بهداشتی این کودکان چهار برابر وخیمتر از کودکان عادی است.

 

پژوهشهای مرتبط با کودکان خیابانی

لی روکس و سیلوا (1998) در تحقیقی به بررسی وضعیت کودکان خیابانی می پردازند که در ذیل آمده است:

کودکان خیابانی با حمله فیزیکی، سوء استفاده جنسی، تهدید به وسیله اعضا گروه تبهکار و جنایتکار و دستگیری توسط پلیس مواجه هستند (ریحتر، 1988). کودکان خیابانی را می توان به تعدادی از جوانان، همه کسانی که مدت زمان زیادی دور از خانه می گذرانند اما اساسا در ویژگیهای دیگر سهیم نیستند اطلاق کرد (اگنلی، 1986).

تعاریفی که از کودکان خیابانی عنوان شده است، متفاوت می باشند، اما به طور کلی، دارای سه جزء مشترک می باشند:

1ـ این کودکان وقت زیادی را در خیابان زندگی یا سپری می کنند.

2ـ خیابان منبع معاش کودکان است.

3ـ از آنها به طور شایسته و مطلوب توسط بزرگسالان نگهداری نمی شود.

ریچپتر (1988) در یک زمینه یابی در مورد تاریخجه کودکان خیابانی آشکار می سازد که سه گروه از کودکان خیابانی همیشه در معرض توجه بوده اند:

الفـ ـ کودکانی با تماسهای مکرر با خانواده که در خیابان کار می کنند و معمولا به مدرسه نمی روند و به ندرت به خانه نزد خانواده بر می گردند.

ب ـ کودکانی بدون تماس با خانواده، که خیابان را به عنوان خانه خود در نظر می گیرند و در جستجوی سر پناهی برای گذراندن شب، غذا و حس تعلق به همسالان هستند.

لاسوک (1992) ، بر ویژگیهای روان شناختی چهار گروه از کودکان خیابانی تاکید می کنند:

1ـ کودکان فقیر

2ـ کودکان کارگری که شبها به خانه بر می گردند و معمولا به مدرسه می روند و امکان انجام کارهای مجرمانه کمتر است.

3ـ کودکان خیابانی کارگر (شغلهای کاذب) که روابطشان با خانواده در حال گسستن است.

4ـ کودکان خیابانی که تماس با خانواده را کاملا قطع کرده اند. آنها به طور تمام وقت در خیابان زندگی می کنند و کودکان خیابانی « واقعی » اینها هستند.

آپتکار (1994) فرآیند خیابانی شدن را به مراحلی تقسیم می کند که با گذراندن وقت کم دور از خانه آغاز می شود و به انطباق کامل با سبک زندگی و فرهنگ خیابانی پیش می رود. وی همچنین استدلال می کند که در اکثر موارد، کودکان خیابانی با کودکان کارگر که در پایان روز به خانه برمی گردند با هم جمع می شوند و به زندگی طبیعی خود ادامه می دهند. اما زندگی خانوادگی را جدی نمی گیرند. این مشکل بیشتر از آنچه هست، جلوه می کند.

آپتکار (1995) خاطر نشان می کند که برخی پژوهشگران که در حیطه کودکان خیابانی به تحقیق می پردازند، کودکان خیابانی را با توجه به انواع مختلف از تجربیاتی که دارند که شامل کیفیت بازی، کار و روابطشان با همسالان می شود، طبقه بندی می کنند. در ضمن سن و جنس نیز از تعیین کننده های مهم بشمار می آیند.

مستن می گوید:

هنگامی که مطالعات خود را روی کودکان خیابانی در سال 1989 آغاز کرده است، فقط دو تحقیق درباره مشکلات بهداشت روانی کودکان و مادران بی خانمان منتشر شده بود که هر دو به وسیله باسوک و همکارانش در ماساچوست ارائه شد (باسوک و روبین، 1983. باسوک روبین و لائوریت، 1986).

مشکلات رفتاری که بوسیله والدین در مورد کودکان سن مدرسه گزارش شده است، آشکار ساخت که نشانگان اضطراب را درباره کودکان نشان می دهد.

در پژوهش دوم، تلاش منظم برای مقایسه خانواده های بی خانمان و خانواده دارای خانواده فقیر انجام شد که شامل 86 کودک بی خانمان، 134 کودک فقیر که با خانواده خود زندگی می کردند، انجام شد (باسوک و روزنبرگ، 1988، 1990)

کودکان بی خانمان سن مدرسه نمرات بالاتری نسبت به کودکان فقیر که با خانواده زندگی می کردند، کسب کردند اما هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر مشکلات بهداشتی، تحول روانشناختی مشاهده نشد.

از جمله پژوهشهای انجام شده در زمینه های دموگرافی کودکان خیابانی، مشکلات بهداشتی و تغذیه، تاخیرهای تحولی و مشکلات روان شناختی و پیشرفت تحصیلی کودکان خیابانی انجام گرفته است که چند مورد در قبل توضیح داده شد.

 

نتایج پژوهشهای مورد استفاده:

در زمینه تحولات اخلاقی و کودکان خیابانی تحقیقات کمی صورت گرفته است، در پژوهشی که توسط آقای اکبر رهنما در سال 1372 در زمینه رشد و تحول اخلاقی در نوجوانان بزهکاران انجام داده، این تتیجه بدست آمده که تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات گروه بزهکاران و گروه غیر بزهکاران در سطح پایین تری قرار دارند.

بطور کلی با توجه به نتیجه پژوهش حاضر مبنی بر این که سطح رشد و تحول اخلاقی نوجوان بزهکار نسبت به نوجوانان غیر بزهکار پائین است می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل ایجاد و تداوم رفتار بزهکارانه تحول اخلاقی سطح پائین بزهکاران می باشد.

در پژوهشی که توسط آقای علی رضا صالح راجع به بررسی مقایسه ای ویژگیهای شناختی و رفتاری و اجتماعی کودکان خیابانی انجام داده اند. به این نتیجه رسیده اند که زندگی کودکان و نوجوانان در خارج از شبکه خانوادگی و  اقامت در محیطهای شبانه روزی و خیابان عوارض متعددی دارد و خلاء عاطفی والدین و جو حاکم بر محیط خارج از خانه و فشارهای وارده بر آنها عوارض در رشد و تحول کودکان خیابانی و نوجوانان به دنبال دارد و نظر به اینکه ارائه خدمات بهتر به این کودکان مستلزم بررسی و شناخت بیشتر مسائل، مشکلات، نیازها و توقعات و آنان است.

در پژوهشی که دانشگاه علامه طباطبایی در مورد قضاوت اخلاقی در دو گروه نوجوانان عادی و بزهکار شده دو نکته مهم نتیجه گیری شده، نکته اول اینکه رفتار ناسازگارانه اجتماعی (بزهکارانه) در بسیاری از موارد ممکن است ناشی از تاخیر در سطح تحول قضاوت اخلاقی نباشند و عوامل بسیار دیگری در این مسئله دخیل باشند.

نکته دومی که باید به عنوان نتیجه مهم دیگر این پژوهش مورد توجه قرار داد تعداد زیاد زندانیان دختری است که واجد یک خانواده سالم نیستند، بدین معنی که غالب دختران زندانی با خانواده ای گسترده مواجهند. آنان فاقد پدر و مادر و یا یکی از والدین در نتیجه ملاقات، حبس و فوت و والدین یا یکی از آنها هستند.

از میان نوجوانان بزهکاری که با آنها مصاحبه گردیده، تنها دو نفر دارای خانواده ظاهرا منسجم و واجد پدر و مادر بوده اند که البته هر دو نفر نیز متاهل هستند و تغییر گروه نمونه که 7/60% برآورد شده اند = همانطور که اشاره شد یا احتمالا خانواده ای نداشته اند و یا دست کم فاقد یکی از والدین در اثر مرگ حبس و یا طلاق بوده اند.

این بررسی و نتیجه حاصل از آن به خوبی روشن می سازد که وضعیت خانواده بهتر از فاکتورهای بسیار مهم در ایجاد رفتار ویژه و بسیار متفاوت این نوجوانان بزهکار است و باید در کنار همه فاکتورهای دیگر از جمله سطح تحول قضاوت اخلاقی، مشکلات روانی و جسمی و معضلات اقتصادی و لحاظ گردد.

 


« نتایج »

جدول شماره 1ـ توزیع فراوانی آزمودنیها با توجه به سطح تحصیلات

 

 

کودکان خیابانی

کودکان عادی

F

P

F

P

بی سواد

7

4/23

0

0

ابتدایی

11

6/36

6

20

راهنمایی

8

6/26

1

4/3

بالاتر

4

4/13

23

6/76

جمع

30

100

30

100

 

جدول شماره 1 نشان می دهد که 7 نفر (4/23 درصد) از کودکان خیابانی مورد مطالعه بی سواد هستند 8 نفر (6/26) در سطح راهنمایی 4 نفر (4/13 درصد) در سطح بالاتر، 6 نفر (20 درصد) از کودکان عادی ابتدایی و ا نفر (4/3 درصد) راهنمایی و 23 نفر (6/76 درصد) بالاتر هستند.

جدول 2ـ توزیع فراوانی آزمودنیها با توجه به با هم زندگی کردن پدر و مادر آنها یا با هم زندگی نکردن آنها

 

 

کودکان خیابانی

کودکان عادی

F

P

F

P

با هم زندگی کردن پدر و مادر

14

6/46

28

4/93

با هم زندگی نکردن پدر و مادر

16

4/53

2

6/6

جمع

30

100

30

100

 

جدول شماره 2 نشان می دهد که 14 نفر (6/46 درصد) از کودکان خیابانی پدر و مادر آنها با هم زندگی می کنند و 16 نفر (4/53 درصد) از آنها پدر و مادرشان باهم زندگی نمی کنند و 28 نفر (4/93 درصد) از کودکان عادی پدر و مادرشان با هم زندگی می کند و 2 نفر (6/6 درصد) پدر و مادرشان با هم زندگی نمی کنند.


جدول شماره 3ـ جدول توزیع فراوانی آزمودنیها با توجه به وضعیت اقتصادی خانواده ها

 

کودکان خیابانی

کودکان عادی

F

P

F

P

ضعیف

19

3/63

2

7/6

متوسط

11

7/36

19

3/63

خوب

0

0

9

30

جمع

30

100

30

100

 

جدول شمار 3 نشان می دهد 19 نفر (3/63 درصد) از کودکان خیابانی دارای خانواده های ضعیف و 11 نفر (7/36 درصد) متوسط و از کودکان عادی 2 نفر (7/6 درصد) دارای خانواده های ضعیف و 19 نفر (3/63 درصد) متوسط و 9 نفر (30 درصد) دارای خانواده های خوب هستند.


جدول شماره 4ـ توزیع فراوانی آزمودنیهای خیابانی با توجه به رفتن یا عدم رفتن به زندان یا مراکز اصلاح و تربیت

 

کودکان خیابانی

F

P

رفتن به زندان یا مرکز اصلاح و تربیت

5

7/16

عدم رفتن به زندان یا مرکز اصلاح و تربیت

25

3/83

جمع

30

100

 

جدول شماره 4 نشان می دهد که 5 نفر (7/16 درصد) از آزمودنیهای خیابانی به مرکز اصلاح و تربیت یا زندان رفته اند و 25 نفر (3/83 درصد) به زندان یا مرکز اصلاح و تربیت نرفته اند.

 

 


 

فصل چهارم

 

« پیشنهادات »

 

 

 


پیشنهادات

1ـ با توجه به اینکه معضل رو به افزایش خیابانی شدن کودکان روز به روز در حال افزایش است و این پدیده ای است که جامعه را به سوی خلاف و ضد اجتماعی پیش می برد بر عهده تک تک افراد جامعه مخصوصا مسئولین است که هر چه سریعتر و جدی تر با این معضل مقابله کنند.

2ـ بر عهده سازمانهای بهزیستی، کمیته امداد، هلال احمر، حتی وزارت بهداشت و درمان است که محلی برای جمع آوری و نگهداری این کودکان فراهم کنند و با تشویق مردم در امور خیریه در این زمینه مبادرت ورزند.

3ـ برگزاری کلاسهای آموزشی و فراهم نمودن امکانات تحصیلی برا ی اینگونه افراد تا به شغل و موقعیت مناسب برای ادامه زندگی دست پیدا کنند.

4ـ مقابله با پدیده هایی که باعث متلاشی شدن خانواده ها و بی سرپرست شدن کودکان می‌شود.

5ـ فراهم نمودن زمینه های اشتغال برای پدران و یا مادران آنها تا از پدیده فقر در خانواده ها کاسته شود.

6ـ انجام دادن پژوهشها و تحقیقاتی برای برنامه ریزی بهتر و مقابله با این گونه پدیده ها در جامعه.

منابع

1ـ شعاری نژاد، علی اکبر «روان شناسی رشد » چاپ 12 انتشارات اطلاعات 1374

2ـ صالح، علی رضا « پایان نامه بررسی مقایسه ای ویژگیهای شناختی و رفتاری و اجتماعی کودکان خیابانی » ، دا نشگاه مدرس

3ـ راهنما، اکبر « پایان نامه بررسی رشد و تحول اخلاقی نوجوانان بزهکار و مقایسه آن با رشد تحول اخلاقی در نوجوانان عادی و غیر عادی » دانشگاه تربیت معلم سال، 1373

4ـ « پایان نامه بررسی رابطه قضاوت اخلاقی در رفتار اخلاقی دختران نوجوان عادی و دختران نوجوان بزهکار » دانشگاه علامه طباطبائی، 1378     

 

 

 

 

 

 

 

فهرست                                                         صفحه

فصل اول : کلیات  ……………………………………………………  2                                                               

چکیده تحقیق      …………….……………………………………….  3                                                  

مقدمه              ……………………………………………………...   5                                                              

ضرورت واهمیت تحقیق    ……………………………………………   6                                                    

مسئله پژوهش      …………………………………………………….   7                                                           

اهداف پژوهش    ……………………………………………………..    8                                                                 

فرضیه های پژوهش  ………………………………………………….    9                                                            

تعاریف عملیاتی متغیر  ………………………………………….……    9                                                         

فصل دوم : پایه های نظری و ادبیات پژوهشی   ………………………..   11                               

پایه های نظری پژوهشی   ……………………………………………     12                                                        

مفهوم اخلاق وماهیت روان شناختی   …………………………………     13                                           

دیدگاه فلسفی دررشد وتحول اخلاقی  ………………………………….    14                                           

تحول اخلاقی   ………………………………………………………..     15                                                                    

دیدگاه اسلام درمورد رشد اخلاقی  …………………………………………  16                                               

مشکلات رفتاری کودکان خیابانی  …………………………………………..   19                                                 

مسائل بهداشتی کودکان خیابانی   ……………………………………………  21                                                   

پژوهشهای مرتبط باکودکان خیابانی  …………………………………………  22                                                

نتایج پژوهشهای مورد استفاده    ………………………..……………………   25                                                    

نتایج                 ………………………………………………………….    28                                                                     

فصل چهارم : پیشنهادات  ……………………………………………………   33                                                               

منابع     ……………………………………………………………………    34                                                                              


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٢
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com